وقف از ديدگاه فقهاي اماميه و روایات

 
  وقف از قبل از اسلام موجود بوده و در ادیان دیگر نیز بدان عمل میشده است ،در واقع وقف ریشه در وحی ندارد و در کتب اسمانی ، به خود اصطلاح وقف اشاره ای  صورت نگرفته ،بلکه این امر مقدس ریشه در فطرت خداجوی بشر داشته و میتوان گفت در طول تاریخ همزاد و همراه با او بوده است ،وقف عهدی است که انسان با خدای خود میبندد و قوانینی که در طول تاریخ بران نهاده شده است ضمانت اجرای ان میباشد ،در واقع این قوانین محصول دست بشر بوده و تضمین کننده این معاهده  انسان با خالق خویش میباشد ،از انجایی که برای وقف در کتاب خدا بطور مستقیم ایه ای نازل نگشته وحدیثی نیز در رابطه با ان در سنت نبوی نیامده است وقف را جزء احکام امضایی در دین اسلام میشمارند این بدان جهت است که وقف از قبل از اسلام نیز در میان ادیان دیگر به اشکال مختلفی جریان داشته است و در دین مبین اسلام مورد توجه قرار گرفته است و با توجه و عنایتی که پیشوایان دین اسلام بدان نمودند وقف از جایگاه مهمی در فرهنگ اسلامی برخوردار گشت. در فقه از وقف به اشکال مختلفی یاد شده است و در واقع وقف را ثمره شمول معنایی خیرات در قران کریم بر میشمارند .
در روایت معروفی از حضرت رسول اکرم (ص) امده است : اذا مات ابن آدم انقطع عمله الا من ثلاث ؛ ولد صالح يدعوله بالخير و علم ينتفع به و صدقة جارية[1] یعنی با مرگ انسان اعمالش پایان میپذیرد مگر در سه مورد فرزند صالح که دعوت به خیر کند ،علمی که سود بخشد و صدقه ای که قطع نگردد و جاری باشد که وقف میتواند بهترین مصداق صدقه جاریه محسوب گردد.
(فقهاي اماميه، تعريف مشابهي براي وقف کرد ه اند و مدرک تمامي آن ها در تعريف وقف، حديث نبوي ذيل است که پيامبر اکرم (صلّي الله عليه و آله) فرمود: حبس الاصل و سبل الثمرة[2]؛ اصل را نگه دار و ثمره را جاري ساز. در درراللئالي، از قول پيامبر، حديث به اين مضمون نقل شده است: انشئت حبست اصله و سبلت ثمرتها (همان) همچنين در حديث آمده: تحبيس الاصل و اطلاق المنفعه[3] ؛ وقف، نگه داشتن اصل ورهاکردن منفعت است. صاحب جواهر در تعريف وقف مينويسد: وقف، عقدي است که نتيجه آن، ايستايي اصل و رهايي منافع آن است  در توضيح اين تعريف اضافه ميکند که درکتب القواعد، التنقيح، ايضا حالنافع و الکفايه نيز همين تعريف انتخاب شده است. در کتب لمعه و مبسوط هم همين تعريف انتخاب شده با اين تفاوت که کلمه »عقد « بيان شده است .[4] در تعريف ديگري که براي وقف بيان شده، به عوض »اطلاق « تسبيل آمده است. در صحاح آمده است:
سبلان فلان ضيعته؛ (يعني فلاني مال خود را در راه خدا قرار داد). صاحب جواهر اين تعريف را بهتر ميداند؛ چرا که کلمه »تسبيل « که در مقابل »تحبيس « به کار رفته، علاوه بر اين که معني »اطلاق « را که در تعاريف متأخرين آمده است، در بردارد، اشاره به اين نکته نيز دارد که در وقف، قصد قربت شرط است. و اين که وقف يکي از مصاديق صدقات است؛ هما ن طور که در مراسم آمده که وقف و صدقه يک چيز است از اين رو، در دروس، از وقف به »صدقه جاريه « تعبير شده است. در مسالک، تذکره، مهذب و تنقيح، اين تعبير به چشم ميخورد: قال العلماء: المراد بالصدقه الجاريه الوقف  علما گفته اند: منظور از صدقه جاريه، وقف است). وي در ادامه مينويسد همان گونه که بارها گفته ام، مقصود از اين گونه تعاريف تعريف حقيقي و منطقي نيست که جامع افراد و مانع اغيار باشد. بنابراين سزاوار نيست که بگوييم درتعريفي که مصنف (صاحب
شرايع) بيان کرده، سکني و رقبي و عمري نقض ميشود[5].

 

 
 

[1] بحارالانوار، ج 2، ص 22، ج 77، ص 124.منبع :میراث جاویدان
 
[2]وقف ميراث جاويدان شماره 85 بهار 1393  ؛ ترجمه ميزان الحکمه، ج ۱۰ ، ص ۶۱۱ .
[3]  همان ؛مجمع البحرين، ص ۵، لغت وقف
[4] همان ؛جواهرالکلام، ج ۲۸ ،ص ۲۳ ؛ لمعه دمشقيه ص ۴۸۷ .
 
[5]  همان؛ جواهرالکلام، ج ۲۸ ، ص ۳.