مصاحبه با آقای ریاحی سامانی


در باره قوانین و ضمانتهای اجرایی در وقف مصاحبه ای با اقای ریاحی ؛ محقق و پژوهشگر در عرصه وقف و امور خیریه در دفتر ایشان انجام شده است.  اقای دکتر بفرمایید آیا در انجام وقف به عنوان عمل حسنه و دینی، قوانینی مترتب می باشد ؟
وقتی سخن از ضمانت اجرایی قوانین مخصوص وقف به میان می آید ببیینیم اصلا چارچوب مقررات و قوانین از کجا به وجود آمد و انسان و بشر و جوامع بشری بر چه اساس و مبنایی به نتیجه رسیده است؟ ما در نگاهی گذرا به تاریخ اداره کشور ها  و جوامع بشری دقیقا متوجه میشویم که این قراردادهای اجتماعی بوده و هست که توسط نظریه پردازان بین مردم نوشته و تبیین و تدوین میشده و این می شد خط مرز و چارچوب روابط بین انسانها برای اداره کشور.
ادیان و ایدئولوژی های مختلفی که در طول تاریخ آمده و بشر از آنها و فرستاده های خداوند را مبنا و ملاک عمل خودش قرار داده است، آیا بشر و تعدادی از جوامع انسانی خودشان به تاسی از این ادیان اداره امور خود را شروع کرده اند؟ مثلا در چارچوب الهام های ادیان میبینیم که قوانین اجرایی و اداره کشورها از دل آن ادیان استخراج می شود و بیرون می آید و کشور ایران قبل از اسلام, زرتشت را نگاه می کنیم می بینیم روابط اجتماعی اقتصادی فرهنگی و سیاسی بین جامعه, تمام این روابط در دل آن آیین و دینی است که مردم پذیرفته اند و مشخصا خودشان استقبال کرده اند که در آن چارچوب کارشان را پیش ببرند . در موردموضوع وقف ،زرتشتی ها عبارتی دارند  که هر زرتشتی مکلف است که یک بخشی از از ثروت خودشان را که معادل ده درصد درآمدشان است را برای کمک به بینوایان و نیازمندان هزینه کنند یا یهودی ها و مسیحی ها برای خودشان یک چارچوب دیگری دارند. پس جوامع انسانی آنهایی که از ادیان الهی الهام گرفته اند و ضوابط و قوانین و چارچوبشان مبتنی بر اصول و چارچوب ادیان الهی بوده با آنهایی که فاقد ادیان الهی بودند تفاوت داشته اند. آنها قراردادهایی را فیمابین  نظریه پردازان و متصدیان و افرادیکه در اداره امور پیش قدم بودند را نوشته اند و آن قراردادها  مبنای کار  انها بوده است. در ایران بعد از اسلام، ایرانیان تعدادی از احکام را اجرا کرده اند . تعدادی امضایی وتعدادی تاسیسی بوده اند. امضایی آنهایی است که اسلام آمده و مردم اجرا می کردند و به تاسی از زرتشت داشتند کار انجام می دادند و کشور و جامعه خودشان را اداره می کردند و اسلام آنها را امضاء کرده و گفته است که در دین اسلام ما چیزی شبه اینها را داریم ولی تعدادی از آنها را نیزتاسیس کرده و گفته قبل از ما نبوده است. مثلا در قلمرو اقتصادی و بخش مربوط به ارث و این مسائل مربوط به  همه امور بعضی هایش امضا شده و بعضی تاسیس شده است. احکام وقف، جزو احکامی بوده که امضا شده و تاسیسس نشده، چرا که زرتشتی ها هم احکام و قراردادهای مربوط به وقف و به نوع دیگری از قوانین و چارچوب های وقف را داشته اند و وقتی وقف انجام می شود دیگر تثبیت میشود تمام می شود .
آقای دکتر ایا قوانینی راجع به تولیت وقف نیز در ان زمان بوده است ؟
از همان ابتدا راجع به تولیت وقف , راجع به مساله درآمد وقف یک سلسله بناها و بنیادهایی وجود داشته است . بنا بر این اگر می خواهیم دقیق تر نگاه کنیم می گوئیم که قوانین وقف از جمله قوانین امضائی است که اسلام هم آنها را پذیرفته و آرام آرام داخل مجموعه مقررات و احکام در حال اجرا و اقدام خودش درآورده است. اما این ضمانت اجرایی وقف با چه ساز و کاری قابل  پیش بینی است، بحث قوانین وقف تنها، نیست – شما می دانید ما در احکام فقهی امان راجع به ارث, وصیت, رهن, معامله, هبه, قرارداد خرید و فروش, بیع, اجاره – احکامی داریم به استناد مبانی حقوقی فقهی مان. در مبانی کتب فقهی مان برای استخراج احکام چهار منبع داریم : قرآن – سنت – عقل – اجماع
فقها به استناد آنها احکام را منتشر می کنند  و نظرشان را می دهند و در کتب فقهی هم این احکام آمده است، مثلا وقف چه اموالی ممکن است ؟ تولیت وقف چه جایگاهی دارد ؟  اجاره وقف از چه مسیری برخوردارا ست ؟ ارتقاء اش از چه مسیری برخوردار است ؟ نوع مصرف در آمدها و اگر واقف گفته نشده یا تعیین متولی اگر گفته نشده به چه شکلی در می آید ؟ اینها در مقررات فقهی ما آمده است .
کدام قوانین مهم هستند؟ و ما به استناد کدام قوانین عمل می کنیم؟
مهمترین قوانین ما قانون مدنی است. قانون مدنی، قانون مادر است  .  در آن راجع به همه امور من جمله قوانین وصیت, قرض الحسنه, بیع, اجاره, عقد, طلاق, اشاره شده است . در قانون مدنی ما از ماده 55 تا 91 راجع به  نحوه اداره وقف, نحوه تعیین ناظر, نحوه اختصاص مال به وقف, نحوه تعیین متولی, همه این چارچوبها را دیده و تعریف کرده ودر بعضی مقررات متفرقه هم آمده مثلاً بخش اجارات راجع به قانون وقف آمده – علاوه بر  خود قانون مدنی که معتبر است و قانون مادر است می بینیم در بعضی مقررات خاص هم راجع به وقف توضیحاتی داده می شود و گفتگوهایی صورت می گیرد. علاوه بر قانون مدنی مدنی, قانون اختیارات و تشکیلات سازمان اوقاف و امور خیریه یک قانون خاص و آئین نامه های متعدد دارد مربوط به قانون اراضی شهری , مقررات مربوط به مالیات ها یک بخش راجع به وقف پرداخته می شود. اگر دقت کنید متوجه می شوید که در مقررات موجود ما علاوه بر قانون مدنی قوانین مختلف خاص دیگری هم برای اداره بهتر امور موقوفات به تصویب رسیده  و هم ساز و کارهایی برای ضمانت اجرایی آنها پیش بینی شده تا کار به درستی پیش برود .
آیا قوانین قابل اجرا هستند؟
حال این که ضمانت اجرایی آنها چیست هر قانونی ضمانت اجرایی خاص خودش را دارد. مثل بحث خیانت در امانت – تبدیل تفکیک ...
ما مقررات مربوط به موقوفات داریم . اگر کسی خیانت در امانت بکند یا نتواند بعنوان متولی یا  مستاجر درست به وظیفه اش عمل کند علاوه بر اینکه از لحاظ شرعی و اخلاقی مدیون آن واقف می شود به لحاظ قانونی و دنیوی اگر تخلف و کوتاهی کند قانون با او برخورد می کند . مقرراتی که به تاسی از مبانی قرآنی و دینی ما است با او برخورد می کند .
اگر خلافی در وقف ایجاد شود قانونی وجود دارد که برخی را مواخذه کند؟
وقف هم مثل بقیه پدیده های ما  مثل وصیت, اجاره , بیع - یک بخشی را به خودش اختصاص داده و در قانون هم به تاسی از همین قوانین فقهی یک بحثی پیش آمده و تعاریفی شده و قانون مدنی داریم و دهها قانون خاص دیگر داریم و ضمانت اجرایی آن در بی توجهی متولیان امر است که اگر احیانا رعایت نکنند قانونگذار او را مواخذه میکند و مواظبت می کند و اگر بیش از حد متعارف باشد جرایمی در نظر می گیرد.
سوال :پس با توجه به صحبت های شما و نقادیهایی که راجع به وقف شده که در وقف نامه ها قوانینی وجود دارد که به نظر می رسد قدری دست و پاگیر باشد جود ندارد.این گونه است؟
نمی توانیم بگوییم قوانین دست و پا گیر در وقف نامه ها وجود دارد. به نظرم راز ماندگاری وقف در حبس عین و تسبیل منفعت در آن است . این راز ماندگاری نقطه قوت وقف است ولی ضعفهایی هم دارد مثل عدم خرید و فروش – عدم جابجایی نقل وا نتقال و عدم انعطاف پذیری در آن.
به نظر شما برای رفع قوانین به اصطلاح دست و پا گیر وقف چه باید کرد؟
اگر واقفین در شرایط موجود بیایند و با کارشناسان فن مشورت کنند و حساب شده برخورد کنند مطمئنا کار بهتر پیش خواهد رفت و آن نگرانی راجع به ایستا بودن و متوقف بودن کار وقف بوجود نخواهد آمد چرا که خود موقوفه هم در چارچوب مقررات و در چارچوب وقف نامه ها بعضی هایشان چون کارشناسانه تنظیم نشده فقط آن جنبه های الزام آور تثبیت و بسته بودن را حکایت می کنند و کمتر در جایی راجع به راه اندازی و پیش برندگی اش فکر می کنند در حالیکه ما اخیرا بررسی و مطالعه کردیدم هم در رابطه با تعیین متولی و هم نحوه تبدیل به احسن کردن پیشنهاداتی داریم و همیشه به دوستان می گوئیم اگر میخواهید وقف نامه تنظیم کنید از این پرسش ها و تجربه های بدست آمده استفاده کنید – من قبول دارم حرف شما را که بعضی از وقف نامه ها بدلیل اینکه در بعضی مقاطع تاریخی با اینکه وقف بوده مورد تجاوز افراد و موقوفه خواری قرار گرفته و آیه صریح قرآن است که اگر کسی این امانتها را تبدیل کند به غیر آنکه واقف گفته عمل کند به گناه نا بخشودنی دچار میشود و او را نفرین میکند . اینها ضمانت اجرایی شرعی و اخلاقی و اعتقادی بوده که همیشه واقفین مینوشتند تا متولیان امر وقف خلاف این عمل نکنند . برای وقف نامه های جدید یک راهکارها و راه حل هایی وجود دارد که اگر واقفین و علاقه مندان آنها را رعایت کنند مشکلات و گرفتاریها در این بخش به حداقل خواهد رسید.
سوال : به نظر شما چقدر این امر می تواند در میزان تشویق مردم به امروقف موثر باشد؟
به نظر من خیلی می تواند موثر باشد. ما سه تا گذرگاه داریم.  1- تعیین تولیت  2 – تبدیل به احسن  3 - نحوه بهره برداری – که اگر واقف با حفظ وقفیت راه حل این بحث ها را معلوم و روشن کند و انعطاف در این بخشها را درحین انعقاد و تنظیم وقف نامه قید کند قدر مسلم کار روان تر و راحت تر پیش خواهد رفت.
سوال: یعنی این یکی از عواملی بوده که مردم در عصر حاضر وقف را کمتر بپذیرند؟
یکی از عواملش این است که قدری انعطاف نا پذیری ان بیشتر از انعطاف پذیری ان است.
سوال :  وقتی به گذشته برگردیم می بینیم که حتی یک جمله پایانی که در اکثر وقف نامه ها وجود داشته که گویای آیه ای از قران بوده است و در نهایت لعن می فرستادند بر کسی که در وقف شان تعدی یا تفریطی انجام دهد، چطور بوده که همین یک بند آنقدر الزام اور بوده برای مردم در حالی که در حال حاضر باید ضمانت اجراهای بسیار قوی را پیشبینی کرد تا از تعدی و تفریط جلوگیری به عمل اید؟ آیا در گذشته هم این نیازها دیده می شده؟ آیا اعتقادات تغییر کرده؟ آیا نوع نگاه تغییر کرده؟ چه اتفاقی افتاده است؟
ببینید نه تنها در بحث وقف، در سایر بخش ها هم ریزش داشتیم و هم زایش. در بعضی از بخش ها قدرت داوطلبانه , ایثار و فداکاری و همراهی بیشتر شده در بعضی از جاها مسائل جانبی بیشتر شده. اینکه چرا در گذشته زیر وقف ها می نوشتند (لعنت و نفرین ) اینکه باورهای مردم یک قدری تغییر کرده بله تغییر کرده و نمی شود آنرا رد کرد. یک وقتی نقل می کنند وقتی فردی از روی زمین وقفی عبور می کرد کفش هایش را تکان می داد تا گرد وقفی را به خانه اش نبرد . یک وقتی در همین شمیران بچه ها وقتی در زمین وقفی بازی می کردند مادر و پدرها اینها را با آب می شستند تا تمیز شوند و گرد و خاک وقفی را به خانه نبرند . این که بخشی اش به باورهای صادقانه و اخلاص مردم بر می گردد، تردیدی نداریم و یک بخشی اش بر می گردد به اینکه امروز ابزارها فرق کرده و سرمایه گذاری در حوزه اراضی بیشتر شده و چون ابزارهای اقتصادی قدری تفاوت پیدا کرده کار سخت تر و پیچیده تر شده ولی در عین حال من باز هم معتقدم اگر بتوانیم وقف نامه ها را درست تنظیم کنیم جای انعطاف بگذاریم شاید از این مشکل کمی کاسته می شود.
سوال : بیشترین استقبال مردم در این سالها از کمیته امداد بوده و با این کار خیر ارضا میشوند و کمتر به وقف روی میآورند ؟
به نظر من بی تاثیر نیست ولی نه در این حد و تاثیر زیاد.
سوال : به نظر شماچه عامل یا عواملی موثر بوده ؟در خصوص تغییر نگرش و تغییر نیازها بیشتر توضیح بفرمایید:
بله نگرش ها برای وقف قدری تغییر پیدا کرده و وقف ها هم متناسب با نیازها تغییر کرده است . یک روزی ما آب آشامیدنی در روستا نداشتیم و واقفین می آمدند بهترین و بزرگترین خدمتی که احساس میکردند برای احداث آب انبار روستا بوده . یک روزی غذای حیواناتی که زائرین را به امام رضا (ع ) میبردند برایشان داده می شد ولی امروز آن حیوان دیگر نیست بلکه تبدیل شده به بنزین , راه آهن , هواپیما و اگر نوآوری است این است که امروز دیگر وارد مجموعه های دانش بنیان شده پس متناسب با نوع نیازها املاک و اموال و امکانات را اختصاص دهیم به وقف و باید مشاوره کنیم تا ببینیم نیاز چیه و ما چه بخشی از آن نیاز را می توانیم برطرف کنیم و در دوره های گذشته هم بر حسب نیاز بود مثل وبا , خشکسالی – و در مقدمه وقف نامه ها به آن پدیده تاریخی به وقوع پیوسته اشاره  می کنند و بعد کار را شروع می کنند . ما یک دوره صفویه را داریم و قبل از آن قرن 4 و 5 نگرش ها عمدتا به سمت وقف های علمی و دانش بوده و علوم پزشکی و دانشگاهی را داریم چون فضای آن روز کشور علاقه مند به این مباحث بوده و در دوره صفویه می بینیم که گرایش به مبانی مذهبی و دینی و پدیده های مذهبی تقویت می شود و در دوره قاجاریه همچنان همچنین فضایی حاکم بوده و وقف نامه ها عمدتا به سمت تقویت بنیانهای اعتقادی است . در دوره پهلوی اول خیلی اتفاق خاصی نمی افتد و در دوره های بعد آرام آرام به سمت بحث های بهداشتی و دانشگاهی یک مقدار......
جهت گیری کاملا فرق می کند هم در حوزه اعتقادی علمی قرآنی وفناوری و دانش بحثها با یک جهت گیری خاصی پیش می آید و واقفین با الهام از این تفکرات در این بخشها اموال خودشان را وقف می کردند.
 
سوال : به نظر می رسد که اکثر واقفان در عصر کنونی مواردی را که می توان وقف نمود، محدود می بینند به نظر شما علت آن چه می تواند باشد؟
بخشی بر می گردد به عدم تبلیغ درست و تبیین ابعاد وقف و بسته عمل کردن برخی از متصدیان و مسئولان و نظریه پردازان و تئوریسین ها با یک نگاه همراه با شرح صدر وانعطاف به پدیده وقف و تنظیم وقف نامه ها فکر نکردند. اگر ما برویم به این سمت که متصدیان امر وقف یک مقدار مثبت اندیش تر با پدیده ها برخورد کنند ( نمی گویم خلاف شرع عمل کنند و اصول را زیر پا بگذارند ) وفرهنگ سازی بیشتری اتفاق بیافتد و نظریه پردازان و افراد علاقه مند بتوانند بیایند مدلهایی از وقف را  تعریف کنند و در معرض همگان قرار دهنداین تصور یک مقدار منتفی خواهد شد که مردم احساس نکنند، لابد وقتی می گوئیم وقف مثلا حتما باید که در یک بخش خاصی از جامعه  این وقف اختصاص پیدا کند و امکانپذیر نیست و یا اگر کسی وقف کند  دچار بوروکراسی اداری در سیستم دولتی می شود. این اشکال الان  وجود دارد هم شاید عدم فرهنگ سازی و اطلاع رسانی درست و هم  بسته برخورد کردن با این پدیده ها باعث شده این اتفاق بی افتد. ولی به نظر من آنقدر ظرفیت وقف بالاست که اگر انسان وقت وسیعی بگذارد و ابعادش را تبیین و تشریح کند قدری از این مشکلات کم خواهد شد.
سوال : در حال حاضر مهمترین مشکلات حقوقی و مسائل وقف چیست ؟
من خودم اعتقاد شخصی ام این است که یک تحولاتی در ( در ابعاد سیاسی اجتماعی اقتصادی ) عالم به وقوع پیوست که باید متناسب با آنها خودمان را مجهز کنیم  .شرکتهای دانش بنیانی وجود نداشته الان امروز شرکتهای دانش بنیانی یکی از ابزارهای تامین نیازهای اصلی جامعه هستند به همان مناسبت باید برویم ببینیم اگر قرار شد که بعضی از این شرکتهای دانش بنیانی که بعضی هایشان ارزش کمی هم ندارند و سرمایه های کلانی در اختیار دارند متناسب با شرکتهای دانش بنیان ما هم عرصه وقف را تعریف کنیم. عرصه وقف، نیاز یک نیاز اجتماعی، یک تناسبی بین کفه ترازو دارد با نیازها . هرچه نیازها متنوع تر و مختلف تر و متفاوت تر باشد وقف یا کار خیر برای هدایت سرمایه ها و امکانات برای رفع این محرومیت ها و محدودیت ها هم باید متفاوت باشد و تغییر کند . من نظرم این است که اگر قدری بازتر و روشنتر و واقع بینانه تر با این قضیه برخورد کنیم خیلی مشکلی نخواهیم داشت.
سوال : در پایان اگر نظرات و پیشنهادهایی که می تواند در ارتقای وقف و امور خیریه کارساز باشد بفرمائید ؟
اصرار من این است که دانشکده علوم اجتماعی رشته های جامعه شناسی حتما قدری بیشتر از گذشته به این بخش بپردازند خود من احساسم این است که تا حرف از وقف به میان می آید بلافاصله فکر می کنند این وقف مخصوص یک مجموعه است وقف فقط مربوط به مسجد و حسینیه و قرآن  است . 1- وقف به تناسب تمام نیازهای جامعه  میتواند ایفای نقش کند . 2- ما تلاش کنیم در تبیین و تدوین وقف نامه ها دیدگاههای تجربی را اعمال کنیم تا واقفینی که میخواهند بیایند وقف کنند .3- اختیار ورثه واقفین و متولیان را در مدار قانون محدود نکنیم.4- برخوردهای دستگاههای اجرایی با کسانیکه اموال خودشان را وقف کردند قدری بهتر شود.
 
 سه شنبه پنجم  مرداد  95