فرهنگ سازی وقف در دوره صفوی:
در دوره صفویه فرهنگ وقف به یک ساخت اجتماعی ثابت تبدیل شده بود .برای اینکه ببینیم چگونه این قضیه به وقوع پیوست لازم است به موارد ذیل بپردازیم:
(برای شناخت ماهیت فرهنگ ها انها را به دلیل کاربرد ها و رویکردها انها به سه سطح مهم تقسیم میتوان کرد (khalifa:1998) دانش را به سه سطح دانش اخباری ،دانش ساختاری و دانش عملیاتی تقسیم کرد .در حقیقت ،این تقسیم بندی بیشتر از انکه ناظر به شناخت ماهیتی فرهنگ باشد بر پایه تحول ساخت فرهنگ استوار است)[1] .
اگر بخواهیم به فرهنگ وقف در دوره صفویه بپردازیم میبینیم که دراین دوره فرهنگ وقف که به صورت اخباری درجامعه وجود داشته وبه شکل بین نسلی  به این جامعه منتقل شده بود .فرهنگی که بر اساس اخبار تجربه و عمل و فکر گذشتگان ساخته شده و نسل به نسل منتقل شده و به دست مردم دوره صفوی رسیده بود .در این میان ساختار دولت صفوی که متشکل از شخص شاه و عالمان دینی با نفوذی بوده است که در واقع از سطح بالای اجتماع به همه جامعه سرلیت پیدا کرده و به مثابه یک فرهنگ عمومی در امده بود.
(در نظریه لوئیس ،کروبر و کلاکهان فرهنگ عملیاتی را نیز میتوان فرهنگی دانست که بر مبنای نیاز و ضرورت طراحی شده و بیشتر از طریق اموزش منتقل میشود.این فرهنگ اگر همراه با ضرورت مستمر اجتماعی باشد ،میتواند در طی زمان به فرهنگ عمومی تبدیل شود.در این فرایند ساخت فرهنگی ،حرکت فرهنگها از اخباری به ساختاری و از ساختاری به عملیاتی در جامعه به شکل عمومی نهادینه میشود و فرهنگ اجتماعی را میسازد.این حرکت به شدت نیازمند سه رویکرد تجربی ،ساختاری و عملیاتی است .در این مسیر،تجربه بر مبنای علم و عمل تولید ،با ساختارها تقویت ،و بر اساس نیازهای فردی و اجتماعی عملیاتی میشود.وقف نیز در این راستا ،یک فرهنگ تمام عیاری است که شکل گیری ان در جامعه با فرایند فرهنگی همخوانی دارد.)[2]
 
در دین مبین اسلام وقف پایه وحیانی نداشته و یک امر امضائی محسوب میشود فرهنگ اخباری وقف،  بر اساس تجربه و عمل و فکر گذشتگان ساخته شده است و نسل به نسل منتقل شده تا اینکه به دست جامعه صفوی رسید و در ساختار دولت صفوی که  یک حکومت سلطنتی با رویکردی مذهبی بوده  تقویت شده وبه شکل یک فرهنگ عمومی در امده  که بر اساس نیاز های فردی و اجتماعی جامعه صفوی عملیاتی شد  . به عبارتی دیگر وقف در دوره صفوی  به یک تجربه روزمره و دائمی تبدیل شد. قسمت اعظم این تجربه روز مره و دائمی در سطح بالای اجتماع جریان داشته است  .(در دوره صفويه درباريان، علماي داراي مشاغل رسمي و قشر مرفه مثل بازرگانان به وقف اموال خود مي پرداختند، و در بين عموم مردم کمتر وقف جريان داشت. به عبارت ديگر وقف تعميم عمومي نداشت يا وقف به درجه جامعه پذيري نرسيده بود).[3]
(سطح اخباری و سطح ساختاری فرهنگ وقف ،در نهایت به یک فرهنگ عملیاتی تبدیل میشود که به مثابه یک مخزن فرهنگی ،در ظهور و بروزهای فرهنگی در ساحات مختلف اجتماعی ،اقتصادی ،هنری،اموزشی،دینی و غیره کمک میکند.)[4]و در واقع  به صورت یک ساخت اجتماعی ثابت  درجامعه صفوی در می اید. اگر بخواهیم مسائل روز جامعه صفوی را مورد بررسی قرار دهیم میبینیم که در دوره صفویه تشیع  به عنوان ایین رسمی کشور انتخاب شد در اين دوران ماهيت مذهبي سلسله صفويه و تعصب آن ها براي مبارزه با دولت عثماني و به کارگيري علماء دين در مناسب کليدي دولت از عمده ترین دلایل تحول در فرهنگ وقف و نوع و مصارف موقوفات بودند.
 
 


[1] بشیر ،فرهنگ وقف ؛مفاهیم بنیادین فرهنگ اسلامی ،1393،ص136
[2] همان،ص137
[3] سيد مصطفي مطبعه چي اصفهاني  ؛جایگاه وقف در تحولات ایران :دوره قاجاریه ،1387
[4] همان ،ص138