آنچه ژان شاردن از وقف دوره صفوی می گوید:

 
 
ژان شاردن
https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/c/c5/Sir_John_Chardin_from_NPG.jpg/220px-Sir_John_Chardin_from_NPG.jpg
نگاره‌ای از ژان شاردن
زادروز ۱۶ نوامبر ۱۶۴۳
پاریس
درگذشت ۵ ژانویه ۱۷۱۳
نزدیک لندن
محل زندگی فرانسه
ملیت فرانسوی
پیشه جهانگرد و نویسنده
آثار سفرنامه شاردن
 
ژان شاردن ‏(به فرانسویJean Chardin)‏ (۱۶ نوامبر ۱۶۴۳–۵ ژانویه ۱۷۱۳) جواهرفروش و جهانگرد فرانسوی بود که کتاب ۱۰ جلدی «سفرهای سِر ژان شاردن»به عنوان یکی از بهترینِ کارهای پژوهشگران غربی درباره ایران و خاور نزدیک برشمرده می‌شود. این کتاب برای اولین بار در ایران با نام «سیاحتنامه شاردن» با ترجمه محمد عباسی توسط مؤسسه مطبوعاتی امیرکبیر در سال ۱۳۳۵ منتشر شده است.
ژان شاردن در سال ۱۶۴۳ میلادی، در شهر پاریس متولد گردید و در همان محل به تحصیل پرداخت. پدرش جواهرساز بود و او از کودکی آشنایی با سنگهای قیمتی و فن جواهرسازی را آموخت.
خانواده او که از فرقه پروتستان هوگِنو بودند، با کلیسای کاتولیک و مقامات رسمی فرانسه مشکل داشتند، به همین روی، او علاقه‌ای به ماندن در فرانسه نداشت و در ۲۲ سالگی نخستین سفر خود را آغاز کرد که در این سفر ۶ ساله (۱۶۶۴–۱۶۶۵ م) ایران بیش از دیگر کشورها توجه او را به خود جلب نمود.
در سفر دومش (۱۷ ماه اوت ۱۶۷۱ م) که خانم بازرگانی به نام لسکو او را همراهی می‌کرد، و سرانجام در تابستان ۱۶۷۳ م. به اصفهان رسیدند و تا سال ۱۶۷۷ م. در این شهر اقامت کردند. سپس به هندوستان رفته و پس از دو سال آنجا را به مقصد اروپا ترک کرد. این سفر آخرین سفر او به ایران بود. او لقب «تاجرشاه» را از شاه عباس دوّم دریافت کرده بود.شاردن نخستین فرانسوی بود که در سفرنامه خود از فردوسی و شاهنامه و برخی دیگر از شاعران ایرانی و آثار آنها یاد کرد و اگر چه اطلاعاتش در این خصوص ناقص بود، ولی توجه جامعه ادبی فرانسه را به ادبیات فارسی جلب کرد.
شاردن  در سفر نامه اش در چند بخش جداگانه به معرفی وقف در ایران دوره صفوی می پردازد ، مباحث راجع به وقف در سیاحت نامه شاردن به صورت پراکنده آمده است با این حال شاردن به خوبی وقف دوره صفوی را در ابعاد گوناگونش به رشته تحریر در اورده است به گونه ای که می توان ابعاد مختلف از جمله اقتصادی ، فرهنگی اجتماعی ، مذهبی و حتی جنبه سیاسی وقف را  در دوره صفوی به خوبی در سفر نامه شاردن  مشاهده کرد، به گونه ای که از این سفر نامه استنباط می شود مردم دوره صفوی از شم مذهبی بالایی برخوردار بودند به گونه ای که باورهای دینی انها را بر ان می داشت تا مقادیر زیادی از اموالشان را به وقف اختصاص دهند ، هر چند ، این حقیقت را نیز نباید نادیده گرفت که گاهی این باورها جنبه عوامانه به خود می گرفت ، جایی که در این سفر نامه آمده است که مردم این دوره حتی درآمدهایی را که از راههای آلوده به دست می آوردند وقف می نمودند.
سلاطین صفوی در این راه پیش قدم بودند و این می تواند در واقع در بردارنده جنبه سیاسی وقف در دوره صفوی باشد . شاردن می گوید؛ شاه عباس کبیر تمام اموالش را وقف چهارده معصوم نمودند ؛ به کارگیری عالمان دینی در مناصب کلیدی حکومت بیانگر جنبه های مذهبی حکومت صفوی میباشد عالمانی که امورات وقف در دست آنها بوده است و ادراه اوقاف در این دروه از طریق این عالمان دینی به عمل می آمده است . با توجه به این سفرنامه  املاکی که وقف می شد عبارت بودند از ؛ زمین، عواید اراضی، خانه، بناهای عمومی از قبیل دکان، کاروانسرا وحمام و ...همچنین در این دوره از محل موقوفات چرخ های توسعه جامعه صفوی نیز به گردش در می آمدند ؛ از آنجمله می توان گفت چرخ گردش گری با احداث پلها ، کاروانسرا هایی با پذیرایی رایگان از عابرین و مسافرین و چرخ علم با احداث مدارسی که جهت پرورش طلاب بودند و همچنین چرخ باورهای مذهبی با احداث مساجد و با عایداتی برای امر معاش روحانیون و چرخ های فرهنگی با رسیدگی به اقشار مستمند و ناتوان اجتماع با صدقه و اطعام شان ، که در واقع وقف از امورات مهمی بود که در این دروه به جامعه صفوی بیش از پیش رونق می بخشید.
و اینک بخش هایی از سیاحت نامه شاردن در خصوص وقف؛
سیاحتنامه شاردن (1713-1643)
جلد هشتم        بخش پانزدهم                   جامعه روحانیت               صفحه  413
اکنون از املاک مذهبی موقوفه، که می توان بیشمار دانست، سخن می گویم، برخی خواسته اند به من بقبولانند که اموال و املاک مذهبی به هشتصد هزار تومان معادل سی وشش ملیون فرانک بالغ می گردد .                                                                        
برخی از قضات عالی مقام به من گفته اند،که املاک  سلطنتی بر هجده ملیون فرانک پول ما بالغ می گردد . حقیقت انست که، املاک موئسسات دیگر، بنا به قول اکثر مردم بمبلغی کمتر از این بالغ می گردد، ولی ضمنا این نکته هم گفته می شود که موئسسات مذهبی  بسیاری وجود دارد که در محاسبات دینی منظور نمی شود. برای انست که نشان بدهیم انچه  در مورد املاک  موقوفه گفته می شود  مقرون به حقیقت می تواند باشد باید بگویم که در شرح زندگی شاه عباس دوم، که وی در بازگشت از فتح قندهار که معبر ایران از جانب هند است، هنگامی که در مشهد، مرکز خراسان ،به قول قدما choromithren ،اقامت داشت، و در این شهر یکی از زیباترین معابد اسیا، مختص(حضرت) امام رضا یکی از دوازده جانشین پیامبر بنا شده وامام ثامن در انجا مدفون است، شاه عباس دوم میل داشت دقیقا بفهمد درامد استانه امام رضا به چه مبلغ بالغ می گردد حسابی که به  شاه گزارش دادند کاملا نا درست و معادل دو ثلث درامد حقیقی  ان بود معذالک شاه انرا بقدری زیاد دید که پنج هزار تومان (معادل دویست وبیست وپنج هزار لیور) از ان کسر کرد در امد  استانه را از روی کسر ان می توان  قیاس کرد.
املاک موقوفه در میان مسلمانان مقدس است، واگر مالکی اموالش مصادره می شود حتی یک روز قبل، مالی خواه زمین یا خانه ای وقف کرده باشد شاه نمی تواند به ان دست بزند این املاک غالبا عبارتست از زمین، عواید اراضی، خانه، بناهای عمومی از قبیل دکان کاروانسرا وحمام و موقوفات دائمی وعواید بسیار مسلم مساجد از همین محل موقوفات تحصیل می گردد. در دنباله این مطلب به تفصیل خواهم گفت که ایرانیان تا چه حد در مورد کسب ثروت از راه مشروع و حلال  وسواس دارند واین وسواس گرچه  ارزش اعمال خیر انها را کم نمی کند  اما انها را از غوطه ور شدن  در الودگیها نیز باز نمی دارد بنابراین برای جبران اعمال ناپسند، املاک خود را وقف مسجد می کنند، و درامد انرا بمصارف امور مذهبی اختصاص می دهند.
شاه عباس کبیر همه اموال واملاک شخص خود، از جمله قصر و کلیه ابنیه وحق اسبان خود را به همین طریق وقف کرده بود، وی برای هر یک از این اموال  واشیا سالانه مبلغی می پرداخت تا شرعا  استفاده از ان برایش مجاز وحلال باشد.
ازدوره او به بعد اسطبل سلطنتی وقف امام دوازدهم است، واین امام سلطان وفرمانروای واقعی جهانست وشاه ایران بمنزله نایب واوست تا وقتی که ظهور کند.
عوایدی که شاه به عنوان حق وقف می پردازد، مختص مسجد بزرگ است، چنانکه گفتم کاخ سلطنتی وکلیه کاخها و باغهای واقع در خیابان  سلطنتی اصفهان جزو موقوفات است، وقف بنام چهارده معصوم است،که عبارتند از (حضرت)محمد، دخترش، دامادش وجانشینانشان  تا امام مهدی.
دیوان محاسبات موقوفه که مرجع رسیدگی به کلیه این اموال است، دفتر موقوفات نام دارد،که از کلمه وقف چنانکه تذکر دادم  بمعنی اموال هبه شده، یا هدیه شده به مسجد، مشتق شده است.
قبلا گفته ام که صدور رئیس موقوفات هستند، مفتش این امور که از طرف شاه منصوب می شود مستوفی موقوفات نام دارد  که به منزله معاون ونایب صدر است  در غیاب صدر بطوریکه در پایان سلطنت شاه عباس دوم دیده ام وظایف او را انجام می دهند، دفتر موقوفات که تقریبا مانند دیوان محاسبات ممالک وخاصه  تشکیل یافته بدودایره تقسیم می گردد .                                           
نخست دایره مختص اموال خاصه یا موقوفات سلطنتی، ودیگر مخصوص اموالی است که اشخاص وموئسسات خصوصی وقف می کنند.
استفاده از عواید موقوفات یا مادام ا لعمر یا موقت، به منزله حقوق مستمری است که هر وقت خواستند، قطعش می کنند. عواید موقوفات مادام العمر عبارت است از عوایدی که از اراضی تحصیل می گردد ،عواید دیگر که خاصه صورت حقوق مستمری است، عبارت است حواله که برات نامیده میشود، از قبیل همان حواله حقوقی که سالی یکبار از طرف دفتر محاسبات به افراد می دهند، تا در محل مربوطه حقوق  خود را وصول کنند.                                                                                                                                                                                                                                                                                          کلیه کسانی که از عواید املاک وقفی مستمری دریافت می دارند در موعد معین به دفتر موقوفات مراجعه وحواله خود را دریافت می دارند اما اگر مستمری بگیران اشخاص مهمی باشند، قبلا پیش صدر یا نواب صدر که در هر ایالتی هستند می روند و اسناد خود را ارائه می دهند ودر ذیل اسناد نوعی اجازه نامه قید می گردد وطبق ان حواله دفتر موقوفات به نامشان صادر می گردد اما اگر دفتر موقوفات از مستمری بگیران ناراضی باشد اسناد را از ایشان پس می گیرد واین کار معادل است با محروم ساختن انها از عواید مقرره، زیرا دیگر اسناد لازم برای دریافت مقرری ندارند. کسانی که عوایدشان از محل زمینهایی تحصیل می گردد که در دست خود انهاست ناگزیرند هر پنج سال یکبار  قباله های مربوط را به تایید یا تجدید برسانند واین ترتیب بسیار اعجاب انگیز است، بخصوص در مورد عواید مستمری، زیرا چون صدر یا دفتر موقوفات می تواند اسناد وفرمان مستمری بگیران را از انها پس بگیرد. استفاده روحانیون از این عواید موقتی است، استفاده کنندگان از وقف به این اصول وتشریفات بسیار مقیدندگروه کثیری از مردم از درامد اموال موقوفه زندگی می کنند اما به استثنای صدور ونایبان صدر ومباشران املاک وکسانی که عواید اموال را تقسیم می کنند، در میان بقیه افراد زیاد ثروتمندی وجود ندارد  
گفتیم که باستثنای مباشران ومتصدیان املاک موقوفه از میان روحانیون دیگر کسی نیست که بیش از یازده تا دوازده هزار لیور عایدی سالانه از محل املاک موقوفه داشته باشد. صدور هریک دو هزار تومان حقوق شغل خود را معادل سی هزار اکو بپول ما (فرانسویان)دریافت می دارند، اما چون این مبلغ بحواله زمین است وزمین بیش از حقوق مقرر انان ارزش دارد، وعواید دیگری هم دارند عوایدشان تا شصت هزار اکو بالغ می گردد                                                                                                                                           شاه عباس دوم ضمن تجدید نظر در تجاوزاتی که نسبت به اموال وقف صورت می گرفت، دراعطای چنین حقوقی به یک نفر نیز تجدید نظر کرد  وی صورت کلیه عواید موقوفه کشور رابرسی  می کرد، ودر ان فهرست به نام اشخاصی برخورد که بیست و پنج تا سی هزار لیور عایدی  سالانه داشتند. انگاه دستور داد عواید به نسبت جدیدی تقسیم گردد. برای اینکار صدور ومتصدیان شرعی وروحانیون مشهور را دعوت کرد، و به انان گفت بسیار عجیب است که با وجود  انکه شرع الهی سوء استفاده کنندگان از اموال موقوفه را انهمه لعن کرده است باز تا این اندازه اشخاصی وجودارند، که پانصد ششصد تومان از موقوفه منتفع می شوند .
پس از این تجدید نظر دیگر به کسی بیش از نصف این مبلغ داده نشده است، ایرانیان واقعا معتقدند،که وقتی کسی بتواند از طریق شرافتمندانه ای  زندگی کند مرتکب گناه عظیمی می شود که از عواید موقوفه برخوردارگردد.کتب مقدس ایرانیان تجویز می کند،که کسانی که وسیله اعاشه ندارند،از عواید موقوفه تا حدی سهم ببرند،که از گرسنگی نمیرند. این نص صریح ان کتب اسمانی است این سفارشها بسیاری از اشخاص را که می توانند از عواید موقوفه برخوردار گردند به وسواس می اندازد که سهمی مطالبه نکنند، یا از ان به اندازه ای منتفع شوند که برای حفظ حیاتشان ضرورت دارد. ایرانیان در این مورد این گفتار (حضرت)محمد را همواره به زبان دارند که می فرمایدسالمترین روزی انست که از طریق کار بدست اید، تفسیر امامان در این مورد چنین است پیامبر ورجال دین همواره به نیروی بازو وزحمت خویش زیسته اند  ادم زارع بود شیث نساج ونوح  درودگر و پیامبرانی نیز شبانی می کردند  مانند موسی ومحمد، داود سرباز بود و الیاس استر بان ولقمان درزی وایوب کاتب یا دباغ، عیسی طبیب وهمچنین گروه بیشمار دیگر. تقسیم موقوفات  بلا متصدی، باید سالی یکبار در حضور شاه صورت پذیرد. این الزامی است اما در عمل زیاد وارد نمی شود، زیرا بجای انکه در برابر شاه اینکار صورت پذیرد فهرستی در برابر صدر یا نایب وی تهیه می شود وسپس انرا به حضور شاه می برند وشاه فهرست وار بررسی می کند وبعد در موقوفات، امور حل وفص ل می گردد. بهترین عایدی موقوفات در دست عواید مساجد است؛ متصدیان این امر را متولی می نامند، زیرا ایرانیان  فقط  به امور مادی می پردازند نه امور معنوی. این افراد بمنزله مباشران کارخانه  بشمار می روند ...زیرا علاوه بر تقسیم واداره عواید، تعمیر ومرمت ومخارج وتدارک لوازم وغیره از وظایف ایشان است .    معمولا مساجد جامع که دارای متولی هستند  مساجد دیگر به هیچ وجه متولی ندارد  مساجدی در ایران هست که هر یک چهار صد هزار فرانک درامد دارد حتی استانه مشهد  که در فوق از ان سخن گفتیم  بنا بر انچه می گویند درامدش از اینهم بیشتر است. این نکته هم درست است که شماره مساجدی با عایدی فراوان از اینقبیل اندک است ...یک نوع موقوفه ارثی هم وجود دارد  که مرسوم است به سیور غال ودر دست روحانی معتبر ومشهور قرار دارد  واز سالیان دراز نسلا به نسل  منتقل می شود. این موقوفات عبارت است راز اراضی وقفی، که طبق مقرراتی،  بهره برداری از آن از پدر به پسر انتقال می یابد. سیور غال هنگامی پس گرفته می شود  که متصدی آن، افراد شایسته معهور را در اختیار نداشته باشد، یا بخواهند مستقیما به دست مقامات مذهبی اداره شود، این مطلب را من به تفصیل در کتاب آیین ایرانیان  باز خواهم گفت.  املاک سیور غال جزو  املاک موقوفه به شمار می رود. وقتی از دست یک خانواده خارج شد، به یک خانواده دیگر منتقل می شود، وموروثی خواهد بود (سیور غال تقریبا مفهوم اقطاع یا تیول را می رساند، رجوع فرمایید به نیروک تیموری) .
سیاحتنامه شاردن (1643-1713)       بخش پانزدهم        جامعه روحانیت        جلد هشتم      صفحه406- 407
صدر { (مجتهد اعظم صدر نام دارد این کلمه عربی است  به معنی قسمت فوقانی بدن، بخصوص قسمتی که ما سینه می نامیم، اما در اصطلاح بمفهوم  والاو برجسته است، چنانکه می گویند صدر نشین یعنی نشسته در صف بالا، سدرت المنتهی ااا(مصنف را ظاهرا اشتباهی رخ داده است)اسمان هفتم،که منظورشان بلندترین،اسمانها یا بلند ترین نقطه فضاست، همچنین این کلمه در مقام اصطلاح جوشن بکار می رود، وبا این معنی نیز کنایه ایشان منطقی است زیرا صدر مدافع دین است، صدر در میان ایرانیان، واجد همه گونه قدرت است، وحتی قدرتی بیش از قدرت مفتی در میان ترکان عثمانی (صفحه406- 405-همانبخش)}قاضی مطلق در کلیه  امور  روحانی وعادی مدنی است که رابطه ای با امور معنوی  داشته باشد، وی همچنین متصدی کلیه موقوفات ومتصدی امور ناظران است با این وصف  او بمیل خود این املاک را در تصرف  ندارد ودیوان محاسبات موقوفه در اداره  وتقسیم ان مداخله می کند، اما با این حال وی متصدی انست، قبلا تولیت موقوفات فقط با او، یا معاون و جانشین در غیاب او بود. البته  در هنگامی که شاه هنوز  اختیار امور را بدست نگرفته، اما این طرز عمل  موجب افراط وتفریط بسیاری شد، زیرا حسن التفات  یا هوس بازی شاه  یا تقدیم هدایا  وعده تقدیمی  از وسایل کسب تولیت موقوفات است، شاه عباس  ثانی این افراط وتفریط را رفع کرد  و چون قدرت عظیم ومداخله بزرگ صدر بمذاقش خوش ایند نبود، تدبیری اندیشید که این مقام را حذف کند، برای این منظور، مدت هجده ماه اخر دوره سلطنتش  انرا بلا متصدی گذاشت و صدر را وزیر اعظم  خود کرد، خلف وی (شاه سلیمان)بی انکه  بر بر طبق نقشه  سلف در اندیشه  حذف این مقام باشد، انرا مانند گذشته بدو قسمت تفکیک کرد که یکی ناظر امور خالصه سلطنتی است موسوم به صدر خاصه، ودیگری که ناظر اموال موقوفه  اشخاص است  بنام صدر عامه. این تفکیک موجب کاهش فراوان نفوذ وقدرت مقام صدر گردید، انچه در ان مسئله قابل ملاحظه است، اینست که صدر خاصه بر صدر عامه مقدم است  پیش از انکه این مقام تفکیک شود صاحب ان صدر موقوفات نامیده می شد، موقوفات از وقف می آید به معنی  زمین خارجی وبیگانه،که همچنین بمفهوم جدا ومستقل ومتوقف وثابت نیز هست یعنی دستخوش تغییرات معمولی  امور جاری نیست، ودر اصطلاح بمعنی نذر مسجد یا مختص امور مقدس است هر یک از این  دو صدر محکمه ای جدا گانه ،با قدرت مساوی دارد اما صدر خاصه به طریقی که میگویم  مقامی دارد و سازمان ادلری او بسیار جالب توجه است زیرا سروکار وی با موقوفات سلطنتی است ،که بسیار زیاد است .صدر خاصه در میان بزرگان کشور دومین شخصیت بشمار میرود  ودر جتسات رسمی که حضور یابد در سمت چپ شاه مینشیند و صدر اعظم در سمت راست شاه  می نشیند وصدر عام پایین دست صدر خاصه جای می گیرد. این صدور همواره در مجلس شاه حضور می یابند، اما معمولا توقف نمی کنند زیرا چون مذهب اسلام شراب را شدیدا قدغن کرده است  وهمچنین غنا نیز  ممنوع است، همینکه می بینند شاه دستور اوردن شراب می دهد  یا ابزار موسیقی شروع به نواختن می کنند مجلس را ترک می گویند  شاه نیز بملاحظه انان  خود را از این لذت محروم می کند  تا این صدور را بیشتر پیش خود نگه دارد  و به انان افتخار بیشتری ببخشد.
سیاحتنامه شاردن          جلد چهارم         بنای مدارس ومساجد و کاروانسرا       صفحه 174.
اشخاصی که تمکن بیشتری دارند، بعد از گرد اوردن، ثروت بسیار برای خود وفرزندانشان  اقدام به  ساختن اماکن عمومی می کنند، فی المثل مدارسی با تاسیسات و تجهیزات لازم  برای عده کثیری از محصلین و طلاب بنا می نمایند  بعد در کنار جاده های بزرگ کاروانسراهایی برای پذیرایی رایگان از عابرین ومسافرین بوجود می اورند، انگاه پلی می سازند وبلاخره مساجدی با عایداتی برای امر معاش روحانیون، وگاهی جهت صدقه واطعام نداران ساختمان می کنند  ایرانیان این قبیل ابنیه وعمارت را صواب اخرت می نامند، یعنی برای عقبی، ونیز به قول خودشان می گویند که این خیرات ومبرات خیر جاری یعنی ثروت زاینده است. چون مدعی هستند که ادعیه و اذکاری که در این قبیل معابر و عمارات رایگان خوانده و گذارده می شود و مردم بالافعل از اینگونه وسایل استراحت برخوردا می گردند. ثواب امر عاید به اینان و متوجه می شود.
سیاحتنامه شاردن         جلد هشت        بخش سوم            اقتصاد سیاسی و ثروت ملل
کشور ایران به سرزمینی دولتی و سرزمین خاصه تقسیم می شود که نام آنها در محل موقوفات و خاصیتی ملک عام و خاص است. اصطلاح موقوفه به معنی به هم فشرده و کنار نهاده است. اصطلاح خاصه به معنی شخصی است. سرزمین دولتی به معنی ممالک است. اختلاف این دو در اینست که سرزمین دولتی تحت اراده حاکم قرار دارد و وی بر ایالات به منظله شاه در پایتخت است و همه درآمدهای عمده را به مصرف خود و صاحب منصبانشان بخصوص سپاه چریکی که نگه داشته است می رساند و به جز مبلغ اندک بصورت پیش کش به شاه نمی پردازد و نیز درآمد خود را برای پرداخت مواجب چنانکه خواهم گفت اختصاص می دهد در حالیکه سرزمین خاصه تحت اراده وزیر یا ناظر می باشد و درآمدش برای شاه وصول می گردد. این تفکیک بیشتر از سلطنت شاه صفی اول یعنی تا 80 سال قبل معممول نبود (سارو تقی؛ تقی سرخ موی میتروسکی (ذیل تذکرالملوک) وزیر اعظم وی که مردی خواجه (خسی) و بسیار چاتلاک و فرزانه بود و نخستین بار چنین شیوه و سایاست را به کار برد. وی به شاه اعلام داشت که پدرش شاه فقید چون در تمام طول سلطنت خویش خود را در گیر و دار جنگ های بزرگ می دیدر خوب می توانست در همه ایالات (ممالک) بطوری حکام را نگاه دارد که درآمد حاصله را صرف نگه داری قسمتی از سپاه کنند زیرا قشون زیادی برای دولت لازم بود. اما این شاه چون به هیچ وجه جنگی ندارد که ادامه دهد و اندیشه آن را نیز در سر نمی پروراند خواهد توانست از تبذیر ثروت امپراطوری حکام جلوگیری کند. زیرا هر یک از اینان درباری دارد با همان عده نفرات یک شاه این سیاست تایید شد چون از یک سو حکومت استان های ایران در وسعت و ثروت عمده ترین قسمت امپراطوری ایران به شمار میرفت. و از سوی دیگر نگهداری قشون که در قلب دولت قرار داشت کمتر ضروری بوداین سرزمین ها را تقریبا برای شاه مصادره کردند یعنی به یک ناظر سپردند و نیز بنا بر آنچه تاکید می کنند این کار درامد شاه را بیش از هشت میلیون افزایش داد.
سیاحت نامه شاردن بخش ششم –جلد 8-مالکیت اراضی و عواید(صفحه 267)
زمین های قابل استفاده بر چهار نوع است . اراضی دولتی، اراضی خالصه، موقوفات مذهبی و املاک خصوصی.
اراضی متعلق به موسسات مذهبی (موقوفات) یا از جانب شاه وقف شده است و یا از جانب اشخاص. املاک مذهبی در ایران مقدس است. شاه یا وقف کنندگان هیچگونه حقی بر آنان ندارند. همچنین این املاک حتی اگر واقف آن پیش از وقف مرتکب جنایتی شده باشد مصادره نخواهد شد. اما امر بسیارغلط آنست که ثروتی که از راه مشروع یا با اسناد نادرست تحصیل شده باشد پس از یک سال تصاحب و قابل وقف است.