پیشینه وقف در جهان 
 
تاریخ پیدایش و چگونگی اوقاف و نذورات در میان ملل و اقوام قدیم به طور دقیق روشن نیست ولی از قرائن و شواهد تاریخی چنین به دست می آید كه از آغاز پیدایش ادیان آسمانی و بعثت انبیا و ظهور كاهنان و ساخته شدن معبدها و آتشكده ها، صدقات و نذوراتی مانند «اوقاف» وجود داشته است. این صدقات و نذورات صرف عمران و آبادی معابد و امور خیریه می شده است. كاهنان، موبدان، هیربدان، كشیشان و كاتبان نیز از همین راه امرار معاش می كرده اند.[1]
 
وقف در میان مردم بین النهرین
مردم بابل با انواعی از تصرفات مالی شبیه به وقف آشنا بودند؛ مثلا پادشاه، زمینی را از املاك خودش در اختیار یكی از كاركنان خود می گذاشت تا از درآمد آن بهره گیرد، بدون آن كه مالك زمین شود و یا بتواند آن را به دیگری منتقل نماید. همین حق، طبق قانون به وارثین استفاده كننده از زمین منتقل می شد.[2]
وقف در میان مصریان
مردم مصر با وقف اجمالا آشنا بودند. آنان املاكی را به خدایان، معبدها و مقبره ها اختصاص می دادند تا درآمد آنها به مصرف تعمیرات و نوسازی این مكان ها و اقامه مراسم و هزینه كاهنان و خادمان برسد. در یكی از قدیمی ترین لوحه های موزه مصر، نقوشی وجود دارد كه حكایت از وقف املاك برای برخی از كاهنان می كند. مصریان با بهترین شكل «وقف اولادی» آشنا بودند. آنها عین املاكی را حبس می كردند و درآمد آنها را به خانواده یا اولاد واقف اختصاص می دادند. درآمد این املاك بعد از واقف به اولادش می رسید. آنها حق انتقال املاك را به دیگران نداشتند.[3]
(امروزه در مصر الواحی وجود دارد که حاکی از مطلب فوق الذکر است . از قدیمترین آنها لوحه شماره 72 است  (راهنمای ماسبیرو). در این لوحه نقوشی وجود دارد که حکایت میکند از وقف املاک برای برخی از کاهنان در خانواده چهارم (سلسله چهارم فراعنه مصر ). این لوحه در فهرست موزه،ذیل شماره 8432آمده است (در نشریه اوقاف مصر به نام «وزار الاوقاف بین الماضی و الحاضر »به این لوحه اشاره کرده است ). باز تاریخ به ما اشاره می کند که رمسیس دوم املاک فراوانی به معبد «ابیدوس » بخشید. و مراسم ویژه ای به منظور تملیک آن املاک ، در حضور جمع کثیری از مردم برپا کرد ، تا مردم در این خیر از وی پیروی نمایند.[4] (تاریخ قانون مصر از دکتر دکتر شفیق شحاته ، ص 90 به بعد)مردم مصر در قدیم با بهترین شکل وقف اولادی آشنا بودند . اعیان املاکی حبس می شد و درآمد آنها به خانواده و یا اولاد واقف اختصاص می یافت. این حق بعد از آنها به اولادشان می رسید تا از عوائد آنها برخوردار شوند و حق انتقال املاک به غیر را نداشتند. مصریان قدیم با نظام «تولیت نیز آشنا بودند. اداره اموال موقوفه را به پسر بزرگ تر از هر طبقه واگذار می کردند. در اسناد وقف به صراحت از نقل موقوفه منع می شد)[5].
وقف در میان رومیان
(رومیان با نظام موسسات خیریه آشنا بودند. آنها با ایجاد این موسسات، به فقیران و ناتوان ها كمك می كردند و اموالی را به این موسسات اختصاص می دادند تا به مصرف مستمندان برسد. رومیان فروش و رهن اشیای مقدس را ممنوع می شمردند. كسی حق تملك این اشیا را نداشت، زیرا به خدا تعلق داشتند و چیزی كه به خدا تعلق
دارد، قابل تملك نیست؛ از این رو می توان گفت نظام وقف در میان رومیان مشابه نظام وقف درمیان مسلمانان بوده است).[6]
(در نوشته جستنیان [7]چنین آمده است : اشیاء دینیه و اشیاء حرام ،مملوک احدی نمی شوند، چه انکه مملوک خدا، مملوک انسان نمی شود) .[8](همچنین رومیان عقیده داشتند که اگر مکان مقدسی خراب شود، زمین آن مقدس باقی می ماند،و مقدس بودن در اغاز طی مراسمی از طرف کاهنان باید اعلام شود. خود انسانها آن قدرت را ندارند که زمینی از زمینهای خود را شخصا مقدس اعلام نمایند .آنان می توانند زمین مفروزی را از املاک خود با دفن کردن مرده ای در آن، به صورت مکان دینی دراورند و اگر زمین، مشاع باشد یکی از مالکان نمی تواند بدون  رضایت دیگری مرده ای در آن دفن کند. البته پس از آنکه زمین مشاعی، به صورت مدفن درآمد، هر یک از شرکاء می تواند بدون جلب موافقت شرکای دیگر در آن مرده دفن نماید.از مطالب فوق الذکر به دست می آید که نظام وقف در میان رومیان کاملا مشابه نظام وقف در میان مسلمانان بوده و هر دو نظام هدف واحدی را تعقیب می کردند و اختلاف تنها در به کارگیری وسایل فنی بوده که هر کدام از دو نظام برای رسیدن به هدف از وسیله خاصی استفاده می کرده است). [9]
پيشينه وقف در ايران باستان
اینکه وقف از چه زمانی در ایران مرسوم بوده به درستی روشن نیست (تنها از وجود آتشکده ها که داراي موقوفات ونذوراتي بوده اند مي توان رد پايي از اين سنت پسنديده را در ادوار گذشته يافت)[10].
( در کشور ایران ،در دوره های قبل از اسلام شاهد وقف بودیم، به هنگام بازسازی مقبره دانیال نبی، لوحی کشف شد، پادشاه انزمان، وصیت می کند، من اموالی دارم  انرا به صدقاع میبخشم، صداق همان صدقه امروزی است برای نیازمندان)[11].
(به نظر مي رسد آتشکده معروف آذرگشسب در دوره ساسانيان موقوفات بسيار داشته است. علاوه بر ساختمان آتشکده ها، با مطالعه برخي نوشته هاي فارسي ميانه کتيبه اي و کتابي نيز نکاتي در اين زمينه براي ما روشن مي گردد)[12]  (از کرتير موبد پرنفوذ اوايل دوره ساساني، زمان اردشير تا نرسه ، چهار کتيبه به زبان پهلوي به جاي مانده است. وي در اين کتيبه ها دو موضوع اساسي مطرح کرده است.
1. معرفي او و ذکر القاب و شرح کارهايش در دوره هر پادشاه
2. معراج او از مهمترين کارهاي کرتير اين بود که با اديان ديگر به مبارزه برخاست، موجبات رفاه روحانيان را فراهم آورد، آتشکده ها برپاي کرد وبراي آتشکده ها وموبدان اسناد بسياري مهر نمود که هدف وي تخصيص موقوفات در اين مکان ها بوده است.)[13]
در اينجا منظور ازاصطلاح خدمت به ايزدان [14]امور موقوفه است [15]علاوه بر کتيبه هاي کرتير، کتيبه هاي مقصودآباد و تنگ خشک نيز مضمون وقفنامه دارند.[16]
(دو کتيبه در مقصودآباد بر صخرهاي از کوه رحمت در جنوب تخت جمشيد به خط پهلوي کشف گرديده، کتيبه نخست تعلق dastagird )ملکي( به شخصي است که نام آن بدليل ابهام در خط پهلوي ناخوانا است. اما نام پدر او Gêsvād و از روستاي Mitrigān است. مضمون کتيبه دوم تعلق چاه به همان شخص است [17]سه کتيبه نيز در نزديکي سيوند فارس به زبان پهلوي بر تخته سنگ بزرگي نگاشته شده اند. ظاهرا کتيبه اول و دوم وقفنامه ملکي است شامل بوستان و قنات و موستان و درختستان و خانه ي شخصي بنام فرخ بود. کتيبه سوم به طور کامل محو شده است).[18]
در متن هاي پهلوي کتابي شايست ناشايست و ماديان هزار دادستان نيز واژه ي nihāda : نهاده، به معناي موقوفه يا آنچه براي مصرف کاري خاص معين مي کنند، به کاررفته است.[19]
در شايست ناشايست ظبه احکام وقف اشاره شده، يکي آنکه اگرمرد در صورت توانايي مال وقفي بنهاد تا تن پسين[20] کرفه اش دوام يابد، ديگر آنکه وقف در روزهاي فرورديان روزهاي آخر سال بنهد.
مجموعه حقوقي ماديان هزار دادستان در دوره خسرو پرويز گردآوري شده اما در سده سوم هجري مطالبي بدان افزوده يا کاسته شده است. همه فتواها بر اساس قوانين ديني زردشتي است، از جمله قضاياي حقوقي مطرح شده دراين کتاب مالکيت و موقوفات است[21] در فصل 29 بندهاي 9تا 11 آمده که اگرشخص براي روان خويش مال وقفي برجاي نهاد اما فرمان )دستوري( در مورد نگهداري آن نداد، پس از مرگ پدر پسر ارشد مکلف به حفظ مال است.[22]


[1] خبرگزاری کتاب ایران ( www.ibna.ir )  تاریخ وقف از دیرباز تاكنون ،1388آرشيو شده
 
[2]همان
[3] همان
[4] تاریخ قانون مصر، دکتر دکتر شفیق شحاته ، ص 90 به بعد ؛ میردامادی، سید مصطفی ،واقفان مومنه از تهران ؛مروری بر نمونه از موقوفات زنان خیراندیش استان تهران،1382.
 
[5] میردامادی، سید مصطفی ،واقفان مومنه از تهران ؛مروری بر نمونه از موقوفات زنان خیراندیش استان تهران،1382.
[6] خبرگزاری کتاب ایران ( www.ibna.ir )  تاریخ وقف از دیرباز تاكنون ،1388آرشيو
[7] قانون مدون یوستینیانوس، امپراتور روم شرقی ؛ میردامادی، سید مصطفی ،واقفان مومنه از تهران ؛مروری بر نمونه از موقوفات زنان خیراندیش استان تهران،1382.
 
[8] مدونه جستنیان فی الفقه الرومانی ، تعریب عبدالعزیز فهمی ، ص 57؛همان.
[9] میردامادی، سید مصطفی ،واقفان مومنه از تهران ؛مروری بر نمونه از موقوفات زنان خیراندیش استان تهران،1382.
 
[10] خلعتبري تنکابني 1350 - 1351 : 6و 12؛ میراث جاویدان
 
[11] صفری ، رییس اوقاف شهرستان بابل ،مصاحبه
[12] خلعتبري تنکابني 1350 - 1351 : 6و 12 (
 
[13] فضلي 1376 : 89 - 93
[14] مکنزي 1373 : 98
[15] تفضلي، 91
 
[16] تفضلي، 97
[17] (De Menasce1956 : 424-427)
[18] تفضلي، 97 - 98
[19] طاووسي 1372 : 257 و نيز: مزداپور
[20] تن پسين يا آخرين بدن تني است که در پايان جهان عالميان آن را جاودانه خواهند داشت و ناميرا و کامل است.)مزداپور 1369 : 106
[21] تفضلي، 286 و 287
 
Perikhanian,86,87[22]