روایت سفر نامه نویسان در دوره قاجار:
 
اصولا شاهان قاجار به دلیل ارتباط تنگاتنگی که با اروپا و اروپاییان داشتند به دلایل مختلف انها را به دربارشان راه داده و گاهی تا سالیان درازی انها در دربار شاه حضور داشتند، به عنوان مثال پولاک  سفرنامه نویس دوره قاجار در اصل پزشک بود و به عنوان پزشک ناصرالدین شاه تا ده سال در دربار شاه بود ،(گاهی اوقات نیز در نوشته های سفرنامه نویسان شاهد غرض ورزی هایی می باشیم که البته با تطبیق دادنشان با اسناد واقعیت را گونه ای دیگر می بینیم .)[1]در این میان سفرنامه هایی نیز از این دوره وجود دارندکه در میان همتایان روایت گر خود از  اعتبار بالاتری برخوردار می باشند. معولا سفر نامه نویسان رخدادهای زمانی که در ان واقع بودند را به جزء یادادشت می کردند، وقف نیز از مواردی است که در این سفرنامه ها از انها یاد شده است و موقوفات و شرایط انها در ان عصر معمولا به خوبی روایت شده اند.
اروپايياني که در اين دوره از ايران ديدن کرده اند، از املاک فراوان موقوفه سخن گفته اند، ازجمله، هانري رنه آلماني که در اواخر دوره سلطنت ناصرالدين شاه از ايران ديدن کرده است، مي نويسد: املاک بسياري وقف مساجد و مدارس و بقاع متبرکه شده است. عايدات املاک وقفي بسيار زياد است، مخصوصاً عايدات موقوفات امام رضا (عليه السلام) که مقبره او در شهر مشهد واقع است بسيار مهم مي باشند. وي درآمد موقوفات امام رضا (عليه السلام) را در سراسر کشور شصت هزار تومان نقد و ده هزار خروار غله ذکر مي کند. با وجود اين که املاک موقوفه از دادن ماليات معاف بودند، شاه به عنوان حق التوليه سالي هزار تومان از مشهد دريافت مي کرد [2] . پولاک پزشک و سياح آلماني نيز در سفرنامه اش تحت عنوان »ايران و ايرانيان « از بناهاي عام المنفعه که به کمک موقوفات اداره مي شود اين چنين ياد مي نمايد:
  حمام هاي عمومي به اثر موقوفات ديني ايجاد مي شود و مخارج نگاه داري آن نيز از همان محل است . در جايي ديگر از سفرنامه اش آورده است: »در بسياري از ميدان هاي عمومي شهر تکيه وجود دارد که بر اثر موقوفات مذهبي ايجاد و نگهداري مي شود [3]« .
مادام ديولافوا محقق فرانسوي که در فاصله سال هاي ۱۲۹۸ تا ۱۳۰۱ ه . ق در ايران به سر مي برده دردر سفرنامه خود در خصوص اوقاف ايران چنين مي نويسد:
»مسلمانان خير انديش قبل از مرگ غالباً يک ثلث از املاک و دارايي خود را وقف مسجد و مدرسه و يا اعمال
خير ديگر از قبيل روضه خواني و اطعام مساکين و غيره مي کنند. به موجب قوانين اسلامي اداره املاک موقوفه بايد کاملاً منظم باشد و متوليان هم بايد مطابق وصيت نامه واقف عمل کنند و عايدات وقف را بر ساير عايدات مخلوط ننمايند. به طوري که من استنباط کردم دو ثلث عايدات موقوفه صرف معاش طلاب علوم مذهبي مي شود و بايد در اختيار علما باشد و هرگاه عايدات زيادتر از مخارج معين باشد، متولي مجاز است که از اين مازاد ملک ديگري خريده و به موجب وصيت واقف، وقف کند و ممکن است اين املاک فرعي با اجازه مجتهدين قابل انتقال باشد [4]« .
)مردم ایران که پیوسته از ظلم عمّال دولتی در زحمت هستند و مورد تهدید ضبط و غصب و مصادره می­باشند برای فرار از این بدبختی­ها، املاک خود را وقف می­کنند که تا زنده­اند، خودشان از آن استفاده برده و پس از مرگشان، متعلق به یکی از اماکن مذهبی گردد و از همین یک موضوع می­توان تأمین مالی و حفظ حقوق مردم ایران را درک کرد که تا چه اندازه دست­خوش تعدی دولت می­باشند([5].
 


[1] موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی
 
[2] همان ،سفرنامه از خراسان تا بختياري، ص73.
 
همان ،[3] سفرنامه ايران و ايرانيان، ص ۲۳۴ و265.
 
             همان،[4] سفرنامه ديولافوا، ۱۳۶۱ ، ص ۱۷۲
[5]ایران و مسأله ایران، ص263ـ 264