وقف در دوره  قاجار

بررسی ها نشان می دهد که در دوره قاجار به علت ارتباطی که دولت مردان این سلسه با دول غرب برقرار کرده بودند روندی جدید در سیر فرهنگی کشور ایجاد شده بود به گونه ای که با وجود ایستا بودن تغییرات فرهنگی به دلیل بافت بسیار سنتی و متعصب فرهنگی مردم در ان دوره زنگ تحولات و تغییرات فرهنگی در ایران به صدا درامد،  که البته نقش تحولات جهانی را در این میان نمی توان نادیده گرفت، این تغییرات سبب تحولاتی  در روند کارکردهای موقوفات گشته بود به عنوان مثال تاسیس مدرسه دارالفنون  و به دنبالش ایجاد مدارس ابتدایی نوین، مدارس راهنمایی و دبیرستان  و موقوفاتی  که قشر فرهیخته جامعه بر انها می نهادند. تغییرات شگرفی که در کارکرد های موقوفات رخ داد را بعد از انقلاب مشروطیت شاهد می باشیم که در این دوره شاهد انقلاب مشروطیت و تحولاتی که این انقلاب در قوانین وقف ایجاد نموده است می باشیم. در این دوره درصد چشمگیری از زنان به نسبت زنان دیگر در دوره های قبل از قاجار به مقوله وقف پرداخته اند که عوامل متعددی از قبیل اگاه شدن زنان این دوره از حقوق اجتماعی شان، دارا بودن تمکن مالی را می توان از دلایل ازدیاد وقف های زنان در این دوره به حساب اورد .
در حالی که کشور ایران دوران رکودش را طی می نمود، بعد از شکست سلسله صفوی و روی کار امدن دو دولت افشاریه و زندیه اوضاع ایران به کلی اشفته بود و به دنبال این اشفتگی وضیعت اوقاف نیز بی سرو سامان و اشفته بود، تلاش کریم خان  زند نیز در سرو سامان دادن به موقوفات ثمری نداد . در این دوران حکومت ایران به صورت ملوک الطوایفی در امده بود و اوضاع کشور به کلی اشفته بود، قاجار که طایفه از خاندان مغول بودند توانستند به سرکردگی اغامحمد خان قاجار حکومتی مسقل و مرکزی در ایران بنا نهند و ارامش نسبی را به کشور باز گردانند .
دوره 132 ساله قاجار  دوره ای بود با اقتضاعات خاص خودش ،در این دوره پر پیچ وخم اتفاقات جالب توجهی در تاریخ کهن ایران به وقوع پیوست ،این اتفاقات در واقع سرنوشت جدیدی را برای تاریخ ایران رقم  زد ، جهان در عصری جدید قرار گرفته بود و تحولات عظیمی در قرون بعد از رنسانس در غرب به وقوع پیوست ،انقلاب صنعتی که در غرب به وقوع پیوست مادر تحولات نوین در جهان گشت، از طرفی شاهد تحولات ژرفی در علوم دیگر از جمله علوم طبیعی و به دنبال ان شاهد تحول در علوم انسانی می باشیم، نظریات جدیدی که دانشمندان نوظهور می دادند نظر جهانیان را به خود جلب کرده بود، انقلاب کبیر فرانسه نیز از تحولات مهمی بوده است که در قرون بعد از رنسانس در اروپا به وقوع پیوست این عوامل دست به دست هم داده بودند تا جهانی نوین را در قرنهای 17 و 18 و19 شاهد باشیم که با سرعت جاده های ترقی را پشت سر می گذاشت .سلسله قاجار زمانی روی کار امد که غرب روز به روز در حال ترقی و توسعه بود ،غرب برای توسعه هر چه بیشترش نیاز داشت تا وابستگانی را به خود پرورش دهد و تلاشی که در این زمینه نمود خود دارای دو دست اورد مثبت و منفی برای جامعه ایران بود ،دست اورد منفی ان به دست گرفتن زمام اختیار دولت مردان قجری بود که شرایط را هرچه بهتر از پیش برای جولان غرب فراهم می نمودند و دست اورد مثبت نیز اگاهی و بیداری مردم ایران به پشتوانه روشنفکران و عالمان بزرگ واگاه دینی بود که به دنبال ارتباطی که شاهان قجری با دول غربی برقرار نموده بودند جامعه ایران نیز از تمدن نوین جهانی که بزرگترین دستاورد ان همان اگاهی مردم جهان از حقوق حقه شان بود باخبر شدند و ارام ارام  زنگ انقلاب در جامعه ایران طنین انداز شد. در دوره  قاجار شاهد یک تحول بزرگ تاریخی در کشور می باشیم تحت عنوان انقلاب مشروطیت. برای بررسی وقف در دوره قاجار باید این دوره را  به دو بخش تقسیم نمود دوره ای که قبل از انقلاب مشروطه بود و دوره ای نیز بعد از انقلاب مشروطه.
با انقلاب مشروطیت قوانین در کشور دستخوش تحول بزرگ زیر بنایی گشت به گونه ای که این تغییرات در مقوله وقف نیز تاثیر گذاشت و شرایط جدیدی را در وقف ایجاد نمود. در بخش اول یعنی قبل از انقلاب مشروطه که قسمت اعظم دوران حکم رانی قاجاریان را شامل میشود شاهد می باشیم که دولت قاجار راه دولت صفوی را ادامه دادند و خود را حامی مذهب تشیع نشان دادند . انتخاب ایین تشیع خود از عواملی شد تا وقف به پشتوانه مذهب و عالمان شیعه رونقی دوباره پیدا کند  و به کارکردهای سابق خود دوباره جریان یابد هرچند ضرباتی که در دوره نادری بر پیکر اوقاف فرود امد جبران ناپذیر می نمود اما شواهد و اسناد حاکی از انست که وقفهایی با اهداف مذهبی خصوصا با تفکر غالب شیعی دوباره جریان یافت ،موقوفاتی چون روضه خوانی حضرت سیدالشهداء ، وقف جهت مساجد، مدارس علمیه، اماکن متبرکه از جمله موقوفاتی بودند که در ان دوره جریان داشتند، شاهان قاجار گاهی با طرفداری از موقوفات خود را حامی وقف و شیعه نشان می دادند و گاهی نیز با پیوستن به فرقه های غیر شیعی مانند صوفیان راهی متضاد را می پیمودند، انها  خوش نداشتند به عالمان فقهی بها دهند و از این مورد همیشه واهمه داشتند که موقوفات به وسیله این عالمان اداره شود و بخشی از قدرت به دست عالمان قرار گیرد، اما به علت غلبه تشیع در کشور و اعتمادی که مردم به عالمان زمان خویش داشتند همواره بر این تضاد ها دامن زده می شد و اتش فتنه شعله ورتر می گشت، در این میان شاهان قاجار تلاشهایی در جهت دولتی نمودن وقف انجام داده بودند. می توان چنین استنباط نمود که برخلاف دوره صفوی که عالمان دینی بانفوذ به واسطه شاهان صفوی در راس امورات دولتی قرار می گرفتند و اداره امور اوقاف نیز به دست همین عالمان انجام میشد در دوره قاجار سیاست شاهان قجری که از طرفی خود را حامی تشیع قلمداد می نمودند و به ظاهر از وقف نیز حمایت می کردند و برای شرعی جلوه دادن حکومتشان نیز از عالمان دینی استفاده می کردند، در باطن گونه ای دیگر عمل می کردند و علاقه ای به بها دادن به عالمانی دینی نداشتند و به نوعی اوقاف نیز در سیاست های متناقض دولت قاجار  قرار گرفته بود .
دولت قاجار سعی بران داشت تا به شکلی به اوقاف سرو سامان دهد و وقف بیشتر جنبه دولتی پیدا می کرد ،همه اینها عواملی بود که سبب می گشت با وجود اینکه در این دوره بر تعداد موقوفات افزوده می گشت اما در اداره موقوفات انسجام نباشد و به نوعی موقوفات دچار اشفتگی و بی نظمی گردد. این بی نظمی تنها شامل حال موقوفات نبود و امورات دیگر نیز به این درد دچار گشته بودند و مملکت پر از تلاطم گشته بود و شرایط برای انقلاب فراهم شد و شرایط دست به دست هم دادند تا انقلاب مشروطه در بیست و اندی سال پایانی دولت قاجار به وقوع پیوندد و دور جدید در جامعه ایجاد شود با انقلاب مشروطه قوانین تغییرات زیر بنایی نمودند وبرای وقف نیز شرایط جدیدی رقم خورد، از طرفی در قوانین اداره موقوفات تحولات بنیادین رخ داد واز طرف دیگر در کارکردهای موقوفات نیز شاهد تغییراتی می باشم که علت انرا میتوان در تغییرات فرهنگی قلمداد نمود که در طی سالهای حکومت سلسله قاجار شرایط ان ایجاد گشته بود و در انقلاب مشروطیت مهر تایید بر ان زده شد. در واقع این اولین بار بود که تغییراتی جدید در کارکرد موقوفات پدید امد و کارکرد های جدید اجتماعی در موقوفات ایجاد گشت .