وقف در میان بانوان دوره قاجار:

در دوره قاجار زنان مانند همه دوره های دیگر در طول تاریخ به وظایف زنانه شان از قبیل خانه داری ، همسر داری ، فرزند آوری و فرزند پروری می پرداختند .در کنار این وظایف زنان به مانند مردان در امور مذهبی نیز مشارکت داشتند. در دوره قاجار زنان علاوه بر این فعالیت ها به فعالیت جدیدی نیز رو اورده بودند و ان فعالیت فرهنگی بود . میزان موقوفاتی که در این دوره از طرف زنان صورت پذیرفت به طوری که در تحقیقات امده از قرن هفتم هجری به این طرف  بالا ترین میزان وقف را به خود اختصاص داده است ، در تحقیقات امده است :   ( در قرن هفتم دومورد ، قرن هشتم پنج مورد ، قرن نهم هجده مورد ،قرن دهم چهار مورد ، در قرن یازدهم پانزده مورد ، قرن دوازدهم سیزده مورد ، قرن سیزدهم پنجاه و چهار مورد ، قرن چهاردهم بیست و چهار مورد ، قرن پانزدهم یک مورد وقف به ثبت رسیده است )[1]این که  چرا در این دوره  زنان با این شدت به وقف پرداختند جای بررسی بیشتری دارد. که البته با وجود میزان بالای موقوفاتی که مردان در این دوره به ثبت رساندند کلیت وقف ، چه مردان و چه زنان دراین دوره از رشد چشم گیری برخوردار بوده است ، در مقاله زنان واقف  در استان تهرا ن در عهد قاجار اثر کریستف ورنر امده است که در فهرست راهنماى وقف‏نامه‏هاى استان تهران كه بيشتر مربوط به دوران قاجار است، 1160 مدخل وجود دارد كه نزديك به 170 مورد آن يعنى حدود 15% به نام زنان ثبت شده است. تحقیقات نشان می دهد که در میان  جمعیت واقفان بیست درصد از انها را واقفان زن به خود اختصاص داده است مى‏توان براى اين ادعا شواهدى اقامه كرد. (در مقاله زنان واقف در پايتخت صفوى مى‏خوانيم: از ميان 59 وقف‏نامه موجود در دايره كل اوقاف اصفهان كه به دوره صفوى تعلق دارد تعداد 17 وقف نامه از بانوان اين شهر باقى مانده است يعنى در واقع واقف 29 % موقوفات اصفهان در دوره صفويه بانوان هستند. اين رقم بسيار قابل توجه است چرا كه نزديك به يك سوم كل موقوفات را شامل مى‏شود. دربرخى آمارها امده است: در كتاب اوقاف الحرمين الشريفين فى العصر المملوكى از 128 مورد موقوفه‏هاى معرفى شده 18 مورد به زنان اختصاص دارد.  يعنى قريب 15% موقوفات از آن زنان بوده است. همچنين در كتاب يادگار ماندگار مجموعه اوقاف يزد، جلد اول، از مجموع 115 وقف‏نامه معرفى شده 23 مورد به زنان اختصاص دارد كه 20% كل موقوفات معرفى شده مى‏باشد. معدل اين چهار رقم ارائه شد، 75/19% مى‏باشد. بنابراين دعواى اختصاص 20% كل موقوفات به زنان قابل اثبات است كه البته رقم قابل توجهى مى‏باشد. در تحليل اين نسبت بايد موقعيت اقتصادى و استقلال مالى زنان را منظور كرد، كه با توجه بدان درصد قابل قبولى را نشان مى‏دهد.)[2]
در ذیل به شرایط زنان در دوره قاجار و به فعالیتهای انان در این دوره پرداخته می شود.
فعالیت فرهنگی زنان
(عده محدودی از دختران این امکان را داشتند که در محدوده خانه با استفاده از اعضای باسواد خانه مثل پدر یا برادر به آموختن سواد بپردازند. دختران عامه اجتماع از طریق مکتبخانه‌ها موفق به آموختن سواد می‌شدند.
"
جمشید ملکپور" ارتباط زن ایرانی با هنر نمایش را اواخر دوران مظفری می‌داند. یعنی زمانی که "تاج­ماه آفاقالدوله" به ترجمه نمایشنامه "نادرشاه" می‌پردازد. برای اولین بار در زمان سلطنت "احمدشاه" زنان ارمنی بازیگری در تئاتر را آغاز کردند، آنها نه تنها در مجامع خصوصی و یا دربار بلکه برای عموم نیز نمایش اجرا می‌کردند)[3]


وظایف زن در خانه
(مراقبت از کودکان از جمله وظایف مهم زنان بود، هر زن ایرانی غالباً فرزندان بسیاری به دنیا می‌آورد. به دلیل ازدواج‌های زودرس اغلب زنان در سن سی سالگی مادربزرگ می‌شدند. وظایف مادری برای مادران در عهد قاجار با توجه به ازدواج زودرس فرزندان محدود به چند سالی بود، به قولی، کودکان فقط تا سن 11 تا 12 سالگی زیر دست مادر، بزرگ می‌شدند. در خانواده‌های معمولی زنان علاوه بر پرورش کودکان به وظایف دیگری چون آشپزی، نظافت منزل، دوخت و دوز لباسهای افراد خانواده و خرید خارج از منزل را نیز به عهده داشتند. آنان در کنار این مسئولیتها به کارهای دیگری چون قالیبافی، پشم ریسی و دیگر هنرهای دستی نیز می‌پرداختند).[4]
زنان واقف در دوره قاجار: 
یکی از کارگزان اصلی وقف در دوره قاجار ،زنان بوده اند. حق مالکیتی که دین اسلام به زن داده در تمام طول تاریخ اسلام این شرایط را برای زنان ایجاد کرده تا از اموالشان انگونه که خودشان ترجیح میدهند استفاده کنند ، در دوره قاجار نیز زنان از این حق شان استفاده می کردندو به عنوان مثال اموالشان را وقف می نمودند  ، بیشتر وقف هایی که در این دوره توسط زنان صورت گرفت دارای کارکردهای مذهبی و عام المنفعه بوده است . (در فهرست راهنماي وقف‌نامه‌هاي استان تهران [5]که بيشتر مربوط به دوران قاجار است، 1160 مدخل وجود دارد که نزديک به 170 مورد آن - يعني حدود 15% - به نام زنان ثبت شده است. البته اين امر چندان بحث برانگيز نيست، هر چند در مقايسه‌ي با اطلاعات زمان حاضر جالب توجه است اما خود مبين استثنايي نبودن وقف در نزد زنان نيز هست .[6])--[7]
 در دوره قاجار با ورود اروپاییان به ایران و برقراری ارتباط صمیمانه شاهان قاجار با انها شرایط زندگی سنتی مردم دستخوش تغییر شده بود ، اما مردم همچنان به زندگی سنتی شان پایبند بوده اند ، و مذهب در میان مردم حرف اول را می زد ، نفوذی که عالمان دینی در بین مردم داشتند از عواملی بود که از ورود فرهنگهای غربی به جامعه جلوگیری می کرد . عالمان با درایت و اگاهی شان شیوه های جذب مردم را خوب می دانستند وقف یکی از این عوامل بود مردم با وقف نمودن در اجتماع مذهبی مشارکت می کردند ، زنان نیز به فراخور احساس زنانه در این امر مشارکت داشتند اما این امر سبب نمی شد تا وقف زنان صرفا زنانه باشد و بتوان بانگاهی به وقف نامه ها این برداشت را از وقف شان نمود که این واقف یک زن بوده است ، یعنی در واقع وقف زنان و مردان در دوره قاجار تفاوت خاصی نداشتند ، نکته ای که خیلی جالب توجه می باشد حضور و مشارکت فعال زنان طبقه  بالای  اجتماع در وقف های مهم مذهبی بوده است زنانی بودند در این دوره که بسیار پایبند به امور مذهبی بودند و وقف های ارزشمندی از این بانوان بجای مانده است که نه تنها  این وقفنامه ها از لحاظ ماهوی دارای کارکردهای مذهبی سودمندی بوده اند بلکه این وقف نامه ها از لحاظ ادبی نیز بسیار غنی می باشند ،  پر از ترکیبات ادبی نغز و زیبا . اینها همه می تواند بیانگر مشارکت فعال اجتماعی زنان در ان دوره باشد.
(فعالترین بُعد حضور اجتماعی زنان در دوره قاجار شرکت در مراسم عزاداری ماه محرم، روضه خوانی و نمایش‌های تعزیه بود. مشاهده مراسم نمایشی تعزیه که در واقع بازسازی حوادث خونین عاشورای حسینی بود، از علایق وصف ناپذیر زنان بود. کسب اجر اخروی نیت برای توبه از معاصی، افزودن بر اطلاعات دینی، دیدن رجال سیاسی، روحانیون و مراجع بزرگ و شنیدن مواعظ آنها در کنار بازیگری حزن­انگیز و دلنشین «تعزیه گران»، لذت در جمع، واقع شدن و مشارکت در طبخ غذا و تناول آن به خصوص برای زنان طبقات محروم از انگیزه‌هایی بودند، که به حضور زنان در این مراسم قوت می‌بخشید. مشارکت اجتماعی زنان در صحنه‌های اجتماعی همواره با پوشش سخت سنتی و ملاحظات اخلاقی مبنی بر تفکیک زنان از مردان همراه بوده است.
پاره ای از زنان در دوران قاجار حتی به حکمرانی نیز رسیدند. "حُسْنِجهان" خانم ملقب به "والیه"، از دختران فتحعلیشاه، سالها در کردستان شخصاً با کمال استقلال حکمرانی کرد. "فخرالملوک" دختر "ناصرالدین شاه" مدت زمانی در قم دست اندرکار رتق و فتق امور شهر بود.[8])
 
 


[1] در امدی بر موقوفات زنان ،مهریزی،1389
[2] مهریزی،مهدی،وقف میراث جاویدان ،بهار 1389،شماره 69
 
[3] همان
 
[4] همان
 
[5] ر.ک همين مجله، همين شماره، ص 141. 

 
[6] آماري درباره‌ي وقف در ايران قرن نوزدهم يا حتي قبل از آن وجود ندارد. اما مقايسه‌ي اين وضع با اوضاع امپراتوري عثماني، به ويژه در استانبول، جالب توجه است. خانم هاياشي در تحليل خود از بررسي وقف‌هاي ثبت شده، از ميان 1546 مورد وقف‌هاي با مقياس کوچک، حدود 37 / 1% تا 9 / 42 % آنها را مربوط به زنان يافته است که نسبت به 15 %، رقمي بس بزرگ است (هاياشي، کايوکو، «نهاد وقف در استانبول قرن شانزدهم: تحليل بررسي وقف‌هاي ثبت شده، 1546 مورد»، خاطرات تويوبانکو، 1992 ، 50، صص 113 - 93(. 
cf. Hayashi . Kayoko. The Vakif Institution of the Toyo Bunko 50. 1992. pp.93-113
 
[7] زنان واقف تهران عهد قاجار ،نسیم مجیدی قهرودی