مصاحبه با آقای رشوند
                                                                             


مصاحبه ذیل در خصوص  مقوله وقف و فراز و فرود آن در دوره های مختلف تاریخ  و همچنین مسائل و مشکلات بر سر راه وقف و ارائه راه کارهایی جهت از بین بردن آنها و توسعه وقف و امور خیریه با جناب آقای رشوند ؛ مشاور معاونت اوقافی ، حقوقی و امور مجلس سازمان اوقاف و امور خیریه  به عمل آمده است که با توجه به این مصاحبه وقف برای توسعه و رونق هر چه تمامتر  نیاز به دلسوزی و همکاری و هماهنگی در میان اقشار مختلف جامعه از جمله ارگانهای مختلف دولتی و خصوصی  و همچنین عامه مردم دارد و اینک متن مصاحبه به عمل آمده :
 
1-وقف در گذر تاریخ ؟به طور کلی وقف از چه دوره ای مرسوم گشته است؟
بحث وقف اصولا ریشه اش در دگر خواهی و خیر خواهی است، واقفین و مالکین از خودشان می گذرند ودیگران را می بینند، اگربه نوعی بگوییم که این روحیه از کجا شروع شده؛  می توانیم بگوییم این همزاد با انسان هست، یعنی اولین انسانی که به دنیا امده خیرخواهی و دگر خواهی جزء فطرت او بود، یکی از این نهادها می تواند وقف باشد که در گذر تاریخ تکمیل شده است، ما قبل از اسلام موقوفات زیادی در کشور ایران داریم که نوعا به رسیدگی به معیشت مردم، اعتقادات مردم و اصولا  رسیدگی به مشکلات مردم وقف شده بوده و در دین مبین اسلام این امر امضاء شد ؛ بعضی ها معتقدند که نهاد وقف با ورود دین اسلام به ایران تاسیس شد در صورتی که اینگونه نیست وقف یک نهاد تاسیسی در ایران قبل از اسلام است و پیامبر ما حضرت محمد (ص)و ائمه بزرگوار (ع) با موقوفاتی که از خود به یادگار گذاشتند این سنت حسنه را امضاء و تکمیل نمودند که تا به امروز وجود دارد و مورد عمل قرار می گیرد.
2-در مورد دوره های مختلف تاریخی و فراز و فرود ها ی دوره های  مختلف و علت این فراز و فرود ها بفرمایید؟به عنوان مثال در دوره صفوی می بینیم که وقف توسعه و رواج فراوانی داشته است. علت این فراز و فرودها چه بوده است؟
اصولا واقفین همواره در وقف اموالشان نگاه به نیازهای روز جامعه داشتند، در دوره صفویه جنگهایی بین شیعه و سنی در گیر بود، بین دولت عثمانی و دولت صفویه جنگهایی وجود داشت که مردم، هم جهت با دولت موقوفاتی را برای تعزیه داری حضرت سیدالشهداء (ع)قراردادند و موقوفات و مدارس علمیه فراوانی تاسیس شد و موقوفاتی ایجاد شد و حرکت به آن سو که در واقع نیاز روز جامعه بود و مردم هم در مسیر سیاسی حرکت کردند که خواستند آن شور سیاسی شان را به منصه ظهور برسانند، در نتیجه موقوفات فراوانی برای تعزیه داری سیدالشهداء(ع)در عصر صفویه داریم که هنوز به یادگار باقی مانده و مورد عمل نیت واقفین می باشد.اصولا وقف همانطور که مردم میل دارند در این جهت حرکت کنند و کمک کنند به دیگران، اصولا انسان روحیه و فطرتش دگر خواهی و خیرخواهی است و این در فطرت همه انسانها است اگر بگوییم نیست شاید به خلاف گفته باشیم بنابراین می ایند نیازهای روز جامعه را می بینند و اموالشان را برای پاسخ گویی به نیازهای روز جامعه در اختیار قرار می دهند. یکی از بهترین نهادهایی که می توانند این کار را انجام دهند نهاد وقف است،  در اینجا لازم می بینم گذری داشته باشم  به مقایسه بین وقف و بخشش و هبه و موارد دیگری که وجود دارد، در تعریف وقف از حضرت امام در تحریر الوسیله  فرمودند که تحبیس اصل و تسبیل منفعت، یعنی اصل مال باید باقی بماند و منافع ان تسبیل شود، تسبیل هم تحت نظر واقف یعنی هر نظری که واقف به ان اشاره کرد در ان جهت باید انجام شود، با نگاه این مطلب که تعریف وقف دارد و انسانها اصولا علاقه دارند و در ذاتشان هم هست که اسمشان به نوعی به یادگار بماند و به قول معروف مخلد شوند، در نهادهایی که موازی نهاد وقف است به این هدف نمی توانند برسند، مثلا مالی را به موسسه ای می بخشم، ساختمانی را به موسسه ای می بخشم، آن موسسه این مال را می تواند دخل و تصرف کند و هیچ اثری از آن واهب یعنی کسی که آن را بخشیده، هبه کرده؛ هیچ اسمی، اثری در چند سال اینده قطعا باقی نخواهد ماند یعنی ما الان موقوفاتی داریم  در کشورمان 1500 سال قبل فردی امده وقف کرده و این وقف همچنان جاریست و مورد عمل است و ثوابش هم به واقف می رسد و موقوفه هم به نام آن واقف زنده است. یعنی یک واقف ملکی داشته 1300 سال قبل وقف کرده و امروز اسمش هست و سالیان سال هم خواهد آمد. در خصوص تفاوت دیگری که بین وقف و نهادهای دیگری که در عرض وقف قرار دارند جالب است بدانیم که ؛ مواردی بوده که مراجعه کردند به سازمان، گفتند این ساختمان را داده ایم که برای این منظور استفاده بشود گفتند شما وقف نکردید؛  هبه کرده بودید به آن دستگاه. یا به عنوان مثال ؛ آموزش و پرورش، در اوایل انقلاب  مدرسه ای را اسم واقف بود عوض کرده بود به نام یکی از شهداء ، پیگیری کردیم و اموزش و پرورش اسم مدرسه را به اسم سابق برگرداند، واقف گفته بود اسم مدرسه باید این باشد بنابر این این اتفاق افتاد، مردم نیاز های روز جامعه را می بینند و وقف می کنند  برای نیازهای روز جامعه بر دستگاههای اجرایی و یک سری از دستگاهها هستند که باید این موارد را روشنگری کنند، نیاز های جامعه را بیان کنند و انجام دهند ، این وظیفه بر عهده سازمان اوقاف است و البته تنها برعهده سازمان اوقاف نیست؛ خیلی از دستگاهها از جمله؛ مبلغین، ائمه جمعه و جماعات، سازمان صدا و سیما، به ویژه رسانه ها با ساختن فیلم و اخبار و مسائل دیگر می توانند این سنت حسنه را ترویج کنند و نیاز های روز جامعه را هم بیان کنند، قطعا مردم هم در این مسیر حرکت می کنند.
امروز اگر ما می گوییم که خوابگاه دانشجویی، می گوییم کمک هزینه دانش اموزان بی بضاعت، کمک به پژوهش، کمک به علم و تحقیق، کمک به محیط زیست ؛کمک به محیط زیست خیلی اهمیت دارد، اگر این اطلاع رسانی ها صورت بگیرد و به عنوان نیاز های روز جامعه در جامعه مطرح شود، قطعا مردم هم در این جهت قرار می گیرند و آن اموالی را که می خواهند وقف می کنند ضمن اینکه اجبار برایشان وجود ندارد بر دستگاههای مروج وقف یا صدا و سیما است که این نیازها را احصا کنند و اعلام کنند به مردم و مردم هم قطعا در این جهت حرکت خواهند کرد و اموالشان را در این جهت وقف خواهند کرد.
3-در خصوص تبلیغات رسانه ای و هزینه تبلیغات، ظاهرا به علت این هزینه ها، تبلیغات رسانه ای انگونه که باید نمیباشد در این خصوص توضیح بفرمایید؟
همانطوری که در ابتدا تعریف وقف را ارائه دادم واقف وقتی ملکی را وقف کرد برای اداره و مصرف آن تدبیر می کند وهم اینکه حکمی  تعیین می کند یعنی در امد موقوفه باید اینگونه هزینه شود موقوفات کشور اینگونه هستند یعنی هر موقوفه ای مصرف خاص خودش را دارد شاید در نگاه بیرون به این گونه باشد که سازمان اوقاف یک سازمان واقعا ثروتمندی است؛ اصلا این طور نیست، سازمان اوقاف خودش به تنهایی اصلا ثروتی ندارد، این موقوفات هستند که در حقیقت جمع می شوند و درجامعه  می گویند؛ این ثروت سازمان است، در صورتی که هر موقوفه شخصیت حقوقی خودش را دارد و در چهار چوب خودش و در نظر واقف خودش باید هزینه شود و اتفاق بی افتد، بنابر این سازمان اوقاف نمی تواند این درامد را  صرف خواسته های خودش کند، نمی تواند بر خلاف نیت واقف این کار را انجام دهد، بنابر این مثلا اگر در امر پژوهش یا  ترویج فرهنگ وقف تبلیغ کنیم این مشکل وجود دارد، بر دولت است که در امر پژوهش وقف سرمایه گذاری کند، مثلا اگر بگوییم  امسال  دولت یک میلیارد تومان  برای پژوهش وقف اختصاص داد، از این منظر شاید بعضی ها بگویند نه دارد هزینه می شود به نظر من هزینه نمی شود سرمایه گذاری می شود چون جهت نیات واقفین یا مسائل فرهنگی است یا مسائل اقتصادی است، مسائل معیشتی مردم، مسائل درمانی و ... اینها بر دولت است که بیاید بودجه برایش پیشبینی کند؛ مشکلات فرهنگی ، اقتصادی ،در مانی ،اموزشی و ...جامعه را حل کند، ولی اگر امروز یک میلیارد هزینه کرد، هر چند که این هزینه نیست بلکه سرمایه گذاریست و این کار را انجام داد و پنج ملیارد وقف در کشور انجام شد این وقف یک ساله که نیست، تا دنیا دنیاست باقی می ماند و میتواند به آن هزینه های روز جامعه پاسخ دهد همینکه شما می آیید یک خانه ای را دویست میلیون تومان می خرید،چند سال دیگر می شود یک میلیارد تومان ، این افزایش سرمایه برایتان ایجاد شده و نرخ تورم را هم در نظر بگیرید به طور کلی  یک افزایش سرمایه برایتان ایجاد شده، دولت هم همین است، دولت هم اگر در پژوهش، در ترویج فرهنگ وقف سرمایه گذاری کند، موقوفاتی ایجاد خواهد شد که این موقوفات در دراز مدت  آن  جهاتی که وظیفه دولت هاست انجام خواهند داد. قطعا بودجه ای که سال بعد به این امر اختصاص بدهند کاهش پیدا خواهد کرد، این موقوفات به کمک دولتها می آیند و کمک می کنند.
4-نقش عالمان دینی در این میان چیست باتوجه به این مزیت حکومت واحد دینی، در گذشته با وجود اینکه حکومت واحد دینی نداشتیم اما تاثیر پذیری مردم  از عالمان بر تمام ابعاد زندگی شان غیر قابل انکار بوده است،الان با وجود کثرت مبلغان دینی، برای ترویج و توسعه فرهنگ وقف که خود می تواند از آموزه های دین اسلام نیز محسوب شود چقدر تلاش می شود؟
تبلیغ  هر زمانی با توجه به زمان و مکان، اقتضائات خاص خودش را دارد ؛ شما دو تا برنامه تلویزیونی را با هم مقایسه کنید، یک برنامه تلوزیونی می آید با مجری مینشینند دو ساعت باهم حرف می زنند ولی در مقابلش یک جای دیگر یک فیلمی هست که پیام این فیلم می تواند امر خیر خواهی و بحث وقف و این قبیل موارد می باشد، کدام یک از اینها در بیننده تاثیر می گذارد؛ مسلما فیلم تاثیر گزارتر است، ولی امروز با پیشرفت تکنولوژی و وسائل مختلف تبلیغی که در سطح جامعه و جهان وجود دارد که آن هم باید باشد ولی در کنار آن باید در جامعه شناسایی شود و اسیب سناسی شود که این اثرش چیست و آن اثرش چیست و متناسب با آن نیاز روز بیایم حرفمان را بزنیم و انجام بدهیم . اخیرا مقام معظم رهبری در فرمایشاتشان به توسعه علم و فناوری تاکید داشتند، یعنی به نوعی باید به جایی برسیم که به جای فروش نفت علم مان رابفروشیم و به جهان صادر کنیم، اینها خیلی مسئله است برای علم، شاید بگوییم که ثروت ملی که از دل زمین استخراج کنیم اینگونه نیست ؛ فروش علم ،فروش علم و عرصه های جدیدی را مطرح کردند؛ وقف بر محیط زیست، وقف بر پژوهش، نمی گوییم وقف بر مساجد نباشد وقف بر تعزیه داری حضرت سید الشهداء (علیه السلام) نباشد اینها باید باشد چون بقای انقلاب ما مرهون این چیزهاست؛ حضرت امام یک فرمایشی داشتند که  این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته ؛ خوب همه ما به دنبال این هستیم که اسلام را زنده نگه داشته باشیم بنابر این محرم و صفر با همین روضه خوانی ها و مراسم های سنتی که وجود داشته زنده می ماند نه با این چیزهای جدیدی که من دارم رواج می دهم .بنابر این عرصه های جدیدی در جامعه لازم است برای وقف مطرح شود و بخشی از آن را من مطرح کردم ،محیط زیست ،فن اوری ،علم ، پژوهش ؛ در این زمینه ها باید وقف اتفاق افتد و قطعا خروجی خوبی هم خواهیم داشت و اینها در دراز مدت باز هم به کمک دولتها می ایند وقتی که در جهت پژوهش ، در جهت توسعه علم و دانش، وقف اتفاق افتد جامعه به جایی می رسد که ما می توانیم به جای فروش نفت که ذخیره ای برای نسلهای اینده است، فروش علم داشته باشیم . ما اگر در عرصه علم حرکت کنیم و به فروشش فکر کنیم نه تنها چیزی از ما کم نمی شود بلکه روز به روز رشد و تعالی خودش را خواهد داشت و تکثیر خواهیم داشت ولی اگر بیایم نفتمان را بفروشیم روز به روز نفتمان کم میشودو به نسل اینده چیزی نمی رسد بنابر این در این جهت همه این عرصه هارا  موقوفات می توانند به کمک ما ایند و کاربرد داشته باشند .
5-مشکلات اساسی بر سر راه وقف چیست؟
امروزه ما یک انتظاراتی از موقوفات داریم که این انتظارات در نیات واقفین نیست باید با تبلیغ و ترویج فرهنگ وقف و اطلاع رسانی و احصاء و اعلام نیازهای روز جامعه انچیزهایی که مد نظر نسل امروز است در ان جهت مردم را تشویق کنیم که بیایند اموالشان را وقف کنند. اگر امروز این کار اتفاق بی افتد ده سال، بیست سال،پنجاه سال بعد قطعا می توانیم بگوییم بسیار خوب پنجاه سال قبل نشستیم درختی را کاشتیم امروز دائم ثمره انرا استفاده می کنیم، برای پاسخ گویی به این قضیه چند تا کار باید صورت بگیرد، اول اعتماد سازی، اعتماد سازی امر مهمی است یعنی اگر عمل من متولی و دست اندرکاران  امر وقف این باشد که اعتماد جامعه را جلب کنیم اینکه این اموال را در اختیار این متولی یا این دستگاه قرار دادم درست طبق نظر من عمل شود، وارث این واقف می بیند که نظر ابا اجدادشان که واقف بودند درست  عمل می شود،  یکی از کارها این است؛ به نام اعتماد سازی، باید کاری کنیم که جامعه به دست اندر کاران و متولیان امر وقف و امر خیر اعتماد کنند که این امانتشان را در اختیار انها قرار داده اند و درست طبق نظر انها عمل می شود، این یک نکته خیلی مهمی است که باید به ان توجه کرد .دوم اینکه برای ترویج و توسعه فرهنگ وقف به تنهایی از دست متولیان و سازمان اوقاف کاری ساخته نیست، بنابراین دستگاههای دیگر باید به کمک این قضیه آیند یعنی دستگاههای دیگر باید نگاهشان این باشد که نه اینکه من این کار را انجام می دهم به سازمان اوقاف کمک می کنم یا به موقوفات کمک می کنم ثروت سازمان اوقاف اضافه شود نه اصلا این نیست این نگاه غلطی است که در حقیقت دستگاههای تبلیغی کشور دارند یعنی نگاه باید اینگونه باشد که اگر تبلیغ من، بر اثر قدم من، قلم من، عمل من اتفاقی افتد به جامعه برمی گردد، مثلا صدا وسیما اگر بخواهد یک فیلم تبلیغی یا یک برنامه تبلیغی برای موقوفه انجام دهد به صورت رایگان این کار را انجام نمی دهد یعنی باید هزینه برای تبلیغات پرداخت شود، یعنی اصولا وقف را در کنار یک بنگاه سرمایه داری می بیند، یعنی اینکه آن کسی که یک کارگاه تولیدی دارد می خواهد تبلیغ کند برای فروشش، مطرح کردن کالایش در  جامعه می گوید که تو هم که می خواهی این کار را انجام دهی باید پول بدهی به نظر من این نگاه، نگاه درستی نیست آن کسی که کارخانه دار است تولید می کند نفعش فقط به خودش می رسد یعنی سازمان اوقاف  دارد تبلیغ امر وقف را می کند به سازمان اوقاف چیزی نمی رسد، سازمان اوقاف بودجه اش دولتی است و از دولت بودجه می گیرد، سازمان اوقاف نماینده دولت است، شما اگر انجام دهید؛ شما سهیم شدید در ایجاد یک وقف جدید، وقف جدید هم ثمره اش برمی گردد به جامعه، اصلا شاید برگردد به نوعی به صدا وسیما، مگر الان صدا و سیما در ایام مذهبی برنامه هایش غیر از مساجد است، غیر از مدارس علمیه است، غیر از امامزاده ها است، همین مسائل تعزیه داری حضرت سیدالشهداء (ع)،دسته جات و مراسم روضه خوانی که راه می افتد یا عالمانی که صدا و سیما از انها دعوت میکند و از انها استفاده میکند و مسائلی از این دست ، همه از وقف تولید شده، مدارس علمیه وقفند، بانی یک زمانی تشخیص داده من امروز وقف کنم یک مدرسه علمیه ایجاد شود این نیاز است آمده این کار را کرده امروز محصولش را شما دارید استفاده می کنید، اوقاف که استفاده نمی کند، نگاه، اصلا نگاه دست اندر کاران و نگاه دستگاههای تبلیغی باید عوض شودکه ثمره کار انها به سازمان اوقاف برنمی گردد به جامعه و خودشان برمی گردد، این معنا باید به گونه ای در این جامعه رواج پیدا کند و عمل کنند که در پاسخ به این سوال شما که چرا این اتفاقات نمی افتد علتش این چیزهاست که باید انجام شود. مثلا بخشی از مسئولین کشوری وقف را به عنوان بیت المال می بینند در صورتی که این نیست، وقف بیت المال نیست واقف گفته این ملک را من وقف می کنم و در این نیت هزینه بشود نیت هم قطعا قصد مشروع است، اگر چون قصد نامشروع باشد وقف باطل است  چون دارد عمل می شود قصد مشروع است  و در جهت کمک به جامعه است  ولی خود ما نیاز به این داریم.
  اصلا  اینگونه نیست می گویند جعل واقف کالنص الشارع است ، شارع چیزی را حکم می کند ان باید اجرا شود دیگر شرع که معامله درهم و دینار نیست. واقف هم حکمی را کرد در جهت مشروع اقباض و قبض صورت گرفت صیغه خوانده شد،  هیچ گونه تغییری نمی توان در ان داد باید طبق ان عمل شود، طبق این عمل نشود یک  مشکلاتی است که وجود دارد . اسیب دیگری هم در زمان رژیم گذشته با وضع قوانین یا به روش های دیگر موقوفات را از وقفیت خارج کردند و فروختند که این هم در حقیقت  یک تبلیغ ضد وقف شد، مردم می گویند ما املاکمان را وقف کردیم قانونی وضع شد قانون آمد فروخت، دیگر اثار آن وقف از آن منطقه محو می شود، دیگر پولی که به دانش اموزان کمک می کردند نیست، روضه خوانی که در مسجد محل انجام می شد دیگر نیست، به جهیزیه، به دانشجو کمک می شد دیگر نیست، به این اعتماد  خدشه وارد می شود که البته  خیلی خدشه ها وارد شد، بحمدالله با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی با وضع قوانینی موقوفاتی که این بلا سرشان امده بود بخش اعظمشان برگشته است،  در حقیقت یک اعتماد سازی رژیم جمهوری اسلامی در بین مردم ایجاد کرد .
6-در خصوص قوانین وقف ایا در فقه قوانین کاملی که پاسخ گوی تمام مشکلات وقف باشد آمده است؟ آیا قانون وقف برگرفته از فقه می باشد ؟چه مشکلاتی در این میان وجود دارد ؟ایا قانون پاسخگوی تمام مشکلات راجع به وقف است؟
قانون مدنی در یک بخش به صورت مفصل 40 تا ماده از ماده 50تا 90 به باب وقف پرداخته است، چه وقفی صحیح است و چگونه وقف شود ،احکام وقف چی هست  از زمان تحریرش به جز یک ماده اش هیچ اصلاحی  در ان صورت  نگرفت و دارد به ان عمل می شود و قوانینی هم بعد از انقلاب در مورد موقوفات به تصویب رسیده در حقیقت قانون مدنی  قانون مادر وجود دارد و قوانین دیگر حول ان محور به تصویب رسیده است  و حول مسائل شرعی و فقهی و قانونی تصویب نشده است که برخورد داشته باشد با مسائل شرعی و مسائل فقهی چرا که در حقیقت شورای نگهبان کاملا این بحثها را دیده اند و بعد از ان تصویب و تعیین قانون شده و مجراست .بنابراین از این بحثها ما مشکلی نداریم منتها گاهی اوقات نیازهای روز جامعه باعث می شود که قوانین جدیدی تصویب شود یعنی الان اخرین قانونی که برای سازمان اوقاف تصویب شده و مورد عمل است حدود بیش از سی سال می گذرد خوب این می طلبد که دست اندر کاران قانون مناسبی را با توجه به نیازهای روز جامعه  پیشنهاد دهند و به تصویب مبادی قانون گذاری برسد و مورد عمل قرار گیرد .
7-در مورد اجاره بها و ضمانت اجرای قانونی ان بفرمایید؟سازمانهایی که مستاجر اوقاف هستند و باید اجاره بپردازند، ظاهرا مردم نسبت این قضیه تا حدودی بی توجهی دارند و سازمانها نیز به اشکال مختلف از زیر بار این مسولیت  شانه خالی میکنند چرا؟
از این سوال چند مطلب دستگیرم می شود یکی اینکه نگاه جامعه به این سوالات که حالا چون وقف است  من باید اجاره کمی پرداخت کنم  یا مثلا اصلا پرداخت نکنم، وقف است دیگر ما وقف را استفاده می کنیم یک دعایی می گوییم، از این مسائل، در صورتی که این نیست ما برای موقوفه یک شخصیت حقوقی قائل شدیم، واقف ذکر کرده بر متولی وظیفه  دانسته که این موقوفه را در امد موقوفه را به نرخ روز به اعلی القیم، بالاترین قیمت، بگیر و خرج نیت من بکن، نگاه به درامد زایی موقوفه و مصرف درامد موقوفه باید اینگونه باشد و اگر جامعه نگاه دیگری دارد بر مبلغین و دستگاههای اطلاع رسانی هست که این را برای مردم تبیین کنند.
این را برای مردم تبیین کنند که منی که در این خانه موقوفه نشستم فرقی ندارد برایم که  از موقوفه باشد یا مثلا مال فرد دیگری باشد، خوب فرد دیگر که امکان دارد بگوید بله اجاره اینجا صد هزار تومان است من پنجاه هزار تومان می گیرم مال خودش است، متولی وقف امانت دار است، امانت دار نمی تواند در امانت تخلف کند، تصرف کند یعنی اگر اجاره صد هزار تومان است نمی تواند بگوید پنجاه هزار تومان می گیرم این مال، مال کسی دیگر است  من امانت دارش هستم باید عمل کنم بنابراین بر متولی شرعی موقوفه و بر ادارات اوقاف فرض است که درامد موقوفه را به نرخ روز تعیین کنند و طلب کنند از مستاجری که انجا ساکن است،  منتها یک فرقی وجود دارد بین کسی که در خانه موقوفه مستاجر است یا در خانه ملکی مستاجر است، کسی که در خانه ملکی مستاجر است این درامد شخص تلقی می شود و استفاده شخصی خودشان را انجام می دهند ولی کسی که در خانه موقوفه مستاجر است  اجاره پرداخت می کند اجاره ایشان صرف امور خیریه می شود، ببینید که نگاه چگونه است به این نگاه صرف پرداخت اجاره نباشد، می گوید اگر درامد این موقوفه صرف کمک به دانش اموزان بی بضاعت می شود من درخانه نشسته ام دارم اجاره پرداخت می کنم اجاره من به نوعی دارد به دانش اموز کمک می شود  پس در ثواب ان من هم شریک هستم، این یک جهت، جهت دیگر هم اینکه اگر این موقوفه مال امام حسین است من دارم استفاده می کنم  صاحب خانه من امام حسین است اینها خیلی با هم تفاوت دارد و اینها را باید آن دستگاههای فرهنگی کشور در جامعه فرهنگ سازی بکنند و اطلاع رسانی کنند و تفاوت قائل شوند بین این املاک و املاک شخصی که دارد مورد استفاده قرار می گیرد، علاوه بر این استفاده ای که دارند می کنند اجر معنوی هم دارند اگر مستاجر در زمان پرداخت اجاره با متولی وقف و اداره اوقاف قرارداد بستند  سررسید بگذرد و پرداخت نکنند ضامن است، منتها این ها را چه کسی باید بگوید دستگاههای فرهنگی کشور و انهایی که احکام را به مردم  می گویند این مسائل را باید مطرح کنند و بیان کنند  بتوانند مردم این کار را انجام دهند، بنده الان در خانه ای نشستم اجاره نمی دهم، هر اعمال نمازی که انجا می خوانم انجا غصب است چون اجاره را پرداخت نمی کنم، مال خودم نیست که، اینها را خلاصه بایددر جامعه تنظیم کرد و کارش هم بر عهده دستگاههای فرهنگی کشور و صدا و سیما می باشد و لا غیر،کس دیگری نمی تواند کاری انجام دهد.
8-ایا الان هم مردم  وقف میکنند ؟
با توجه به کار های تبلیغی که نمی گویم در حد رضایت  اتفاق دارد می افتد  امار موقوفات جدید مان نسبت به سالهای گذشته رو به افزایش است .
9--در حال حاضر چه طبقه ای بیشتر وقف می کنند؟
فرقی نمی کند یک فردی شاید ده متر مربع زمین داشته باشد می آید وقف می کند یک فردی هم صد هکتار زمین داشته باشد می آید وقف می کند، فرقی وجود ندارد چه طبقه ای، عرض کردم که وقف در فطرت انسانهاست خیر خواهی و دگر خواهی در فطرت انسانهاست، فطرت هم اینکه مشخص است  و با توجه به فطرت شان تصمیم می گیرند و کار می کنند .
10-در مورد میزان اجاره بها نظرتان چیست؟
معتقدم که متولی وقف وادارات  اوقاف باید اجاره واقعی موقوفه را تعیین کنند و طلب کنند این وظیفه چون تکلیف شرعی اش آن امانت است باید این را انجام دهد و وظیفه اش  همین است که عرض کردم و غیر از این نیست.
11-در مورد سازمانهای دیگر ایا با سازمان اوقاف همکاری دارند ؟کدام سازمان بیشتر مشکل ایجاد می کنند؟
به نوعی من فرقی قائل نمی شوم بین دستگاهها، بگویم که کدام دستگاه چگونه است شاید نگاه، نگاه درستی نیست، نگاه دستگاهها نسبت به وقف اصولا نگاه درستی نیست و لایه های  جامعه را هم عرض می کنم نگاه؛ نگاه درستی نیست، در بخشی از عرایضم عرض کردم که جامعه و دستگاهها این را باید بدانند اگر وقفی وجود دارد اگر بر اثر قدم وقلم انها وقفی به وجود می اید اثار و نتایج وقف برمی گردد به جامعه و خودشان، این نگاه متاسفانه وجود ندارد و باید ایجاد شود و کار فرهنگی باید کرد اینجا، ودیگر دولت هم در بین دستگاهها خیلی به راحتی می تواند این کار را انجام دهد، حالا با وضع قوانین و مقررات، ما این را در قوانین دستگاههای دیگر می بینیم خیلی اینست که  اگر به موقع  وارد نشویم شاید موقوفات ضربه می بینند یعنی به نوعی در وضع قوانین استثنایی برای موقوفات مطرح نمی شود  که باید مطرح شود من می خواهم این را بگویم که مثلا اگر یک سازمانی مثلا شهرداری قانونی را طلب  می کند که تصویب شود این دستگاه و دستگاههای مشابه دیگر باید خودشان حساس باشند به امر وقف که اینکه قانونی وضع می شود ما هم برای موقوفه باید یک فرمول دیگری را پیشبینی کنیم، چرا، چون این موقوفه نفعش به شخص بر نمیگردد به جامعه بر میگردد به همان شهرداری برمی گردد به دستگاههای مرتبط بر می گردد، این نگاه که وجود ندارد  و وقتی که قانونی وضع می شود می رود تصویب  می شود می رود، بعد تازه ما می فهمیم که مشکل اساسی است بعد یک بحث مشکل ساختاری هم  که است الان سازمان اوقاف عضو هیات دولت نیست، دولتی هست، رییس سازمان در دولت صندلی ندارد و از قوانینی که انجا وضع می شود بی اطلاع است ، اگر مراحل کارشناسی بخواهد تصویب شود قطعا می تواند وقف جایی برای خود باز کند ولی تصویب شد باید خیلی انرژی مصرف کرد تا جای پا باز کرد.
12-در مورد تبدیل به احسنت شدن موقوفات، عده ای عقیده بر این دارند که اگر موقوفات تبدیل به احسنت شود تحولات عظیمی اتفاق خواهد افتاد شاید بسیاری از معضلات اقتصادی در کشور باوجود موقوفات فراوانی که از خیرین در اعصار گذشته بر جای مانده  حل خواهد شد نظر شما در این مورد چه می باشد؟
این نگاه در نگاه متولیان هم هست در نگاه جامعه هم هست، من با قدرت عرض می کنم  اگر این نگاه از گذشته مورد عمل قرار می گرفت هیچ موقوفه ای را ما امروز نداشتیم عنایت بفرمایید روی این قضیه هیچ موقوفه ای را امروز نداشتیم اصل بر عدم تبدیل است در موقوفات،گاهی اوقات انقدر جامعه در جهتی حرکت میکند که اصل را بر تبدیل نهادیم، من مثالی عرض میکنم امروز اگر متولی وقف یا دست اندر کار امر وقف تشخیص می دهد اگر من این ملک را امروز بیام بفروشم سال صدهزار تومان درامد دارد من اگر این را بفروشم، بروم در یک جای دیگر سرمایه گذاری کنم ؛ ماهی یه میلیون تومان درامد دارد  ایا این کار درست است ؟ نه درست نیست  چرا،چون متولی وظیفه اش هست همان ملکی که وقف شده همان را اداره کند،  درامدش را بدست بیاورد در عمران و ابادی اش هزینه بکند، همان موقوفات را حفظ  کند،آن تکلیف دوم برایش نیست،  ببینید چه اسیبی می بیند، ان را فروخت این وقف را از انجا کند می رود جایی دیگر بعد می گوید ؛ جدم وقف کرده بود چرا فروختند، چی شد از بین رفت، اولین اسیبی که به موضوع می زند. دوم اینکه متولی وقف امانت دار است مالک نیست، مالک می تواند در ملک تصرف کند و متولی امانت دار نمی تواندتصرف کند مثالی عرض می کنم، یه زمانی شمیران امروز در گذشته ده بود ، متولی موقوفه ای دو هزار متر مربع باغ بوده، آن زمان درامد انچنانی نداشته  شاید اصلا درامد نداشته، متولی می اید تصمیم می گیرد، اجازه هم می گیرد که این دو هزار متر مربع باغ را بفروشد بیاید در خیابان ایران تهران 150متر خانه بخرد بله ان زمان آن باغ ده هزار تومان درامد داشته  این صد و پنجاه متری اینجا شاید صد هزار تومان بود خوب امروز چه اتفاقی افتاده  اگر امروز بیاییم نگاه بکنیم آن دو هزار مترمربع باغ در شمیران چه ارزشی دارد این 150متر مربع در خیابان ایران چه ارزشی دارد، ان دو هزار متر مربع شاید با سی  چهل متر مربع ان بشود خانه اینجا را خرید بقیه اش از بین رفته  چه کسی باید پاسخ گو باشد،  مسئله است دیگر، بنابراین در موقوفات اصل بر حفظ همان موقوفه است، اصل بر عدم تبدیل است، متولی اجاره اش را  ولو اندک بگیرد و خرج نیت واقف کند  تکلیف دیگری بر متولی نیست ولاغیر.

تاریخ : شنبه 20 آذر 95