مصاحبه با آقای برزگر                                                                                                                                                                             
                                                                                                                                                                                                       

1-تعریف وقف
در تعریف قانونی و فقهی اینگونه آمده است حبس المال و تسبیل المنفعت یعنی اینکه عین مال را حبس ومنافع انرا جاری کنند در راه نیتی، ولی این را در عامیانه  اینطور می شود معنا کرد که شما با یک نیت خالص در جهت رضای الهی یک مالی را به ارث می گذاری به نوعی، این مال هرگز قابل خرید فروش وغیره نیست و درامد آن باید برای ان نیت که وقف شده هزینه شود .
 
2-نگاه مردم نسبت به وقف چگونه است ؟
مردم از باب حقوقی وفقهی کمتر اشنایی با وقف دارند، عامه مردم ما وقف را از نگاه توضیحاتی که آقایان علما ازطریق  منابر و محافل  مذهبی توضیح می دهند آنها یک سری درکی دارند که این درکها به نوعی درحد  رفع تکالیفشان و واجباتشان و اینها است  مثلا بسیار در باب اینکه مال وقف را بدهکار باشند از لحاظ  شرعی بد می دانند چون بسیاری از مسائل واجبات تکالیف مذهبی ایشان زیر سوال می رود ولی آشنایی کاملی در باب کل وقف ندارند یا بسیار ضعیف است لازمه اش اینست که بیشتر از رسانه ها ابزارهای نوین برای معرفی استفاده شود.
  3-چه مسائلی در وقف مهم هستند؟
در وقف اولین چیز اینست که باید وقف به صورت صحیح انجام شود هم قانون هم فقه یک سری قیودی برای صحت وقف بیان کردند، قیودش هم اولین چیز اینست که واقف باید مالک باشد، یعنی مالی که مالکیت در ان نباشد نمی توان انرا وقف نمود ، دوم چیز انست که باید قربت الی  الله باشد نمی توان برای حب وبغض ومسائل دیگر وقف نمود ونیت باید نیت صحیح و شرعی باشد ، نمی توان برای مسائل غیر شرعی وغیر اخلاقی وقف نمود  این مسائل در وقف خیلی اهمیت دارد،  بعضی عزیزان به این قسمتها توجه ندارند، در وقف مثلا یک اختلافات خانوادگی پیش می آید به عنوان مثال مالی را دسترسی ندارند می خواهند وقف کنند این وقف صحیح  نمی تواند باشد هم از روی رضای خدا نیست  هم نیت شان نیت خوبی نیست هم اینکه این مال دستشان  نیست مشکلات خانوادگی دارند  این وقف صحیح نیست وقف باید کامل وجامع حدود قیودش محیا باشد .
4- چه چیزهایی جزو وقف محسوب می شوند ؟
انچیزی که وقف می شود قائدتا باید ماندگاری داشته باشد، عینی که قابل دیدن باشد، عمدتا  زمین ها ، ماشین الاتی که دوام دارند، کتب یا اسباب یا اساسی که دوام دارند وقف می شوند  ولی عمدتا وقف در مورد املاک است که ماندگاری ان صد در صد است.
5- وقف کاهش پیدا کرده یا افزایش داشته ؟
وقف در برهه های مختلف زمانی میزان انجام وقف توسط واقفین دارای فراز ونشیب بوده مثلا ما در دوره قاجار بسیار گرایش به وقف داریم ولی در دوره سلطنت پهلوی اول وقف کاهش پیدا کرده، سیاست  های کلی که رضاشاه در برابر مسائل دینی ووقف داشته وقف کاهش پیدا کرده در دوره پهلوی دوم باز یک مقدار فراز ونشیب های خاصی وجود دارد خصوصا در اواخر حکومت پهلوی دوم بسیار کم شده، علت ان هم این بوده که مباحث قوانینی که در مجلس انزمان تصویب شده ، توسط برنامه هایی که شاه  داشته برنامه های اصلاحات اراضی، برنامه های دیگری که با انقلاب سفید و اینها  به کار بردند مردم را بی انگیزه کردند به وقفهای جدید، بعد از انقلاب در یک مراحلی بسیار رشد کرده، در حال حاضر هم با برنامه هایی که سازمان اوقاف در پیش گرفته، اطلاع رسانی ها تبلیغ ها نشست ها ، برنامه هایی که برنامه هایی که برای اصناف مختلف ، خیرین واقشار علمی و اقشار مذهبی برگزار می کند کم کم رشد خاصی را در سالهای اخیر داریم که مردم باز دوباره به وقف روی آوردند .
6-به نظر شما کشور ما با کشور های پیشرفته ای که مراکز بزرگ علمی آنها از راه وقف اداره می شود ایا می تواند برابری داشته باشد؟
ما سوابقی که داریم حاکی از این است که  ما بسیار پیشرفته تر انها مراکز علمی ما داشتند از وقف بهره گیری می کردند، بسیاری از مراکز علمی و مدارس ما بر اساس بنیه مالی وقف داشتند اداره می شدند منتها در سده اخیر اینها بسیار کم رنگ شده اند مثلا دوره رضا شاه این موضوع بسیار از بین رفته  ، ما در همین بندپی  خودمان مدارس متعددی از قاجار داریم که هنوز پابرجاست بر فرض ما مدرسه کاظم بیگ با بیش از چهارصد سال سابقه یکی از معروف ترین مدارس شمال کشور بود که از گیلان تا گلستان، طلاب درجه سطح بالا اینجا تدریس می کردند بسیار اساتید زبر دست اینجا جمع بودند این در دوره رضاشاه  وتقریبا بعد از دوره مشروطه از بین رفته ، مسجدش وجود دارد موقوفاتش وجود دارد، مدرسه اش وجود دارد ولی شاکله مدرسه اش از بین رفته، موقوفاتش به میزان نود درصد از بین رفت، ده درصد موقوفاتش الان وجود دارد که صرف همان مسجد می شود ، مدرسه اش از بین رفت و یا مدرسه خاتم الانبیا که مدرسه صدر سابق هست میرزا شفیع صدر اعظم املاک بسیار زیادی را وقف کرده این مدرسه را هم ایشان ساخته و وقف کرده اند و ترتیباتی گذاشته و برنامه ای گذاشته که بسیاری از طلاب انجا درس می خوانده وملا می شدند و به مراکز دیگر می رفتند، یا مدرسه مولانا در بابل داریم که صدوچهل سال پیش وقف شده ، املاک دیگر را وقف این کردند ، مدرسه بوده، الان مدرسه اش نیست فقط مسجد مولانا وجود دارد موقوفاتش کم رنگ شده موقوفاتش در اثر اصلاحات ارضی وسایر قوانین مملکت از بین رفته، داریم موارد دیگر مدرسه قادریه ، مدرسه قهاریه ، مدرسه جامع ، ما در همین خشرودپی، یک مدرسه بسیار بزرگی داشتیم، بنام مدرسه عبدالحسین خانی که تکیه مسجد ومدرسه، سوابق بسیار بلندی در  تربیت جوانان ونوجوانان و طلاب این منطقه داشته  و ما در صدد این هستیم که این مدرسه را دوباره احیاء کنیم.
 
 
 
 
7 -با توجه به فرمایشات شما  در دوره ای نه چندان دور ما داشتتم وقفیات زیادی که در راه علم بهربرداری میشدند در دوره جدید وقفیات بیشتر در چه راهی صرف میشوند ؟ 
این الویتها را در وقف بیشتر خود مردم تشخیص می دهند. خود مردم در جامعه احساس می کردند بر فرض مثال بهداشت و درمان خیلی واجب است  مردم مسائل مذهبی را اهمیت می دادند به خاطر اینکه یک عده در برابر مسائل مذهبی ایستادند،  وقف زیادی کردند یا یک روی مردم، در برابر فقر و گرسنگی مردم ، اطعام وخیرات از این قبیل را مورد توجه قرار  می دادند ، امروز مسائل علمی، مسائل بهداشت ودرمان، مسائل مربوط به ازدواج  جوانان و مسکن  خیلی می تواند مورد توجه قرار بگیرد، که  در این میان کمی نیاز به تبلیغات هم هست که این مشکلات را بیشتر به گوش بعضی از اقشاری که مرفه هستند و بعضی از اقشاری که  تمکن مالی دارند که می توانند وقف را انجام دهند شاید یک مقدار کمتر به دیدشان آمده باشد، ما بتوانیم به نحوی  در سیستم دولتی ، در سیستم رسانه ها ومطبوعات، این مطالب را انعکاس بدهیم  که این اقشار را سوق بدهیم که  انها به این فکر بی افتند ، شاید در بعضی بر نامه های تلوزیونی شما می بینید  یک انعکاس  ایتام نشان می دهند  فردا شب می بینید صدها نفر اماده اند به این ایتام کمک کنند . پس نشاندهنده این است که آنها ندیدند این ایتام را  در بحث وقف هم همینطور است اگر بتوانیم نیازهای روز  را برجسته کنیم  این افراد  گرایش پیدا می کنند که وقف کنند .
 
8-این  برجسته سازی  وظیفه کدام بخش در جامعه است ؟                                  
خود سازمان اوقاف  وظیفه  دارد رسانه ها هم وظیفه دارند  گرچه الان تعامل خیلی خوبی بین رسانه ها و سازمان اوقاف  برقرار است  در سالهای اخیر ما این تعامل را نداشتیم  ما الان سازمان اوقاف  برنامه های تلوزیونی را  سفارش   می دهد  در باب معرفی  موقوفات، نیات واقفین ،موقوفات قدیم، موقوفات جدیدو امامزاده ها وکارهای فرهنگی  که اوقاف انجام میدهد را معرفی می کند ، خود  دستگاههای رسانه ها هم می توانند راسا  وارد شوند برنامه هایی را تهیه کنند که  یک باری را انها  هم بتوانند بردارند.
 
 
9-تغییرات در میزان وقف کردن در چه دوره ای بیشتر بوده  وزنان چه بخشی از انرا  شامل بودند؟                                                                                                                                                                                                  
 
در باب مشارکت خانمها  در وقف ما اگر نسبت مساوی قائل نباشیم ، نسبت نزدیک به نصف را در وقف می توانیم در نظر بگیریم، خانمها شاید خیلی اوقات راحتتر هم وقف می کردند چون  مشکلات مالی از جانب همسر کمتر داشتند  املاکی که به ارث می رسیده مخصوصا در راه خیر وقف می کردند  خصوصا نیاتی که خانمها وقف می کردند بسیار احساسی تر بوده مثلا کمک به ایتام کمک به  فقرا   نقش فقرا در گذشته و حال بسیار خوب بوده  است.
10-در دوره معاصر وقف زنان چطور است ؟       
 در دوره معاصر هم زنان با انگیزه های زیبایی وقف می کنند خصوصا برای کمک به فقرا ، ایتام و...  
                                                                                                                                                                                                                          11- کدام طبقه بیشتر وقف می کنند ؟چرا این طبقه؟

  وقف لازمه اش اینست که یک مالی را حالا نگوییم مازاد داشته باشی تا بتوانی مقداری از انرا وقف کنی مسلما  طبقه هایی که از لحاظ مالی متمکن هستند بیشتر به این سمت می رفتند  در گذشته ها  بسیاری از علمای ما از واقفین بوده اند خوب علما در کنار علم مالک بودند  املاک زیادی داشستند که یک قسمت از املاک را با توجه به ان معرفت علمی ودینی که داشتند وقف می کردند حالا امروز شاید علمای ما به ان اندازه متمکن نیستند  بعد از اینها بازاریها هستند بازاریها قشر مرفه تری نسبت به بقیه اقشار جامعه بودند  اینها هم تحت تاثیر علما بسیار وقف های زیبایی داشتند ودارند  این دو قشر بیشتر از همه وقف می کردند وهنوز هم هست .
12- با سری در تاریخ وقف دریافتیم که در دوره صفویه  ثروت سازمان اوقاف آنزمان حتی از ثروت شخص اول مملکت که شاه بودند هم بیشتر بود در دوره کنونی این موضوع را به چه صورتی می بینید ؟
ان موقوفات به ان شکل در اواخر قاجار در مملکت ما جاری وساری بود، در دوره رضاشاه از بین رفت ودر دوره پهلوی دوم تتمه ان از بین رفت وبعد از انقلاب با فتوای تاریخی حضرت امام وبا قوانینی که در مجلس شورای اسلامی تصویب شد یک مقدار احیاء شد گرچه درجه نرسید ولی سرمایه بالقوه موقوفات ما بسیار زیاد است منتها باید بسیار کار شود که به حالت قبل برگردد چون تقریبا یک فطرت پنجاه ، شصت ساله ای باعث شد بسیاری از موقوفات ما از بین برود ، بر فرض مثال موقوفه ای که در گذشته می توانست یک مدرسه را اداره کند امروز درامدش یک دانش اموز را هم نمی تواند اداره کند.
13-چه باید کرد؟
موقوفات به دست افرادی است که به علت بی اطلاعی  یا به هر حال اطلاع هم دارند چون به مرور زمان چیزی نپرداختند عادت کردند باید اینها عادت کنند،  باید اینها عادت کنند که اجاره ها یشان را پرداخت کنند، اجاره ها بسیار نازل شده و به مرور زمان انهایی هم که می خواستند دین شرعی از گردن شان بردارند اجاره بسیار نازلی می دادند که خودشان اقناع شوند که اجاره شان را دادند، بر فرض مثال ده هکتار زمین کشاورزی را وقف کردند برای یک مدرسه، این ده هکتار خرج ان مدرسه را انروز می داد  ولی الان اجارهای که اداره اوقاف از این ده هکتار می گیرند خرج چهار تا محصل  را هم نمی دهد یعنی انقدر اجاره اش پایین و کم است  باید کار شود این اجاره ها را برگردانند به قیمت واقعی، ما پاساژهای موقوفه ای  در همین بابل  خودمان داریم که اجاره هر یک از مغازه هایش  ماهی چندین ملیون تومان است  که سر جمع ان شاید سالی چند میلیارد اجاره این مغازه ها باشد ، مغازه ها در دست افراد است قوانینی که در کشور امده، قانون کسب و پیشه وسر قفلی و اینها ، اینطور است که سال یک میلیون تومان اداره اوقاف  از این درامد ندارد، آن میلیارد کجا ؛ این میلیون کجا، تمام می رود توی جیب متصرف، اگر افراد را به این مسائل شرعی واقف کنیم به این مسائل وجدانی واقف کنیم ، نیت واقف این وسط استفاده کدام گروه است ؟این افراد به عنوان مستاجر هستند، باید استفاده کنند  یک درامدی برای خود کسب کنند، یک اجاره ای هم  پرداخت کنند . اجرای نیت واقف با ما است یعنی اداره اوقاف باید اجاره را به قیمت روز بگیرد، بعد نیت واقف را اجرا کند  بر فرض مثال محصلین برجسته را تامین بکند.
خود این افراد اگر توجیه شوند، وقف نامه ها را ببینند بسیاری از وقف نامه ها در دست ما  است  افراد اصلا نمی دانند که این وقف چه بود نیت ان چه بود خیلی از وقت ها  وقتی وقفنامه ای را نشانشان می دهیم  خودشان دست به کار می شوند مثلا می روند یک مبلغی به ان مدرسه پرداخت می کنند، یا به فقرای ان منطقه پرداخت می کنند دیگر خودشان درد وجدان می گیرند، این اطلاع رسانی اگر بیشتر شود خیلی می تواند این اجاره ها را به مرور به حالت اول برگرداند، چون یک فطرت پنجاه، شصت ساله ای در دوران پهلوی صورت گرفت این یک مقدار کمرنگ شد.
 
14-کدام طبقه بیشتر وقف می کنند و چرا؟
معمولا  باید در ابتدا تمکن مالی باشد که وقف انجام دهند بنابراین طبقه ای که تمکن مالی  دارند بیشتر  وقف می کنند، به عنوان مثال تجار و بازرگانان و امثال اینها در وقفنامه ها بیشتر می بینم که وقف می کردند و یکی دیگر از اقشاری که در گذشته وقف های زیادی داشتند علماء بودند، علمائی که تمکن مالی داشتند و  اینکه فوائد و محاسن وقف را هم می دانستند و مسائل شرعی وقف را هم می دانستند و بر این باب تعداد بیشتری از موقوفات هم متعلق به این قشر از جامعه است که علماء ان روز جزء متمولین هم بودند .
15-معمولا بیشتر چه چیزهایی را وقف می کنند و چرا؟
این در فقه ما هم هست که عمدتا  آن چیزی که عینیت و بقاء داشته باشد البته می شود خیلی چیزها را وقف کرد ولی آن چیزی که متداول  است وقف می کنند  ماندگاری دارد ملک است اعم از عرصه و اعیان  حالا شاید اعیانها در مرور زمان از بین بروند  اما ممکن است دویست سال هم کار کند ولی خوب زمین که از بین نمی رود درهمان جایی که اعیان از بین می رود  با همان درامد موقوفات دوباره بنایی ساخت  متولیان وقف می توانند این کار را انجام دهند.
16-در خصوص میزان وقف بفرمایید افت و خیز وقف در دوره های مختلف و در نهایت  میزان وقف در دوره معاصر؟
ان چیزی که ما در سوابق مان در موقوفات دراریم بیشترین موقوفات متعلق به دوره قاجار هست که در پایان دوره قاجار اکثر موقوفات چون اداره ثبت به وجود آمد به ثبت رسیدند . در دروه قاجار مسائل فقهی و مسائل اعتقادی وقف را خیلی ترویج می دادند از اهرمهایی بوده است که خصوصا علمائ برای پاسداشت دین برای ترویج دین از این خیلی استفاده می کردند و مردم را هم تشویق می کردند و مردم هم پذیرفته بودند  تا دوره پهلوی اول در دوره پهلوی اول شرایط سیاسی مملکت به گونه ای شد که رضا خان دست به یک سری اصلاحاتی زد از جمله اینکه بسیاری از موقوفات را محدود کرد بسیاری از موقوفات را از بین برد و یکی از اقشار مهمی که در ترویج این شکل وقف نقش داشتند یعنی علماء  ، علماء را هم محدود کرد تحت فشار قرار داد حوزه های علمیه را هم تعطیل کرد  در بعضی جاها در همین بابل چند حوزه علمیه در دوره رضا خان کلا تخریب شد  در این دوره ما می بینیم که علی رقم اینکه اداره ثبت به وجود آمد موقوفات  گذشته را ثبت کردند ولی بسیاری از موقوفات گذشته هم از بین رفت در همان برهه هم وقف بسیار کم شد یعنی وقف های جدیدی صورت نمی گرفت مردم می ترسیدند چیزی را وقف کنند اما دولت بیاید و دست روی آن وقف بگذارد و بگیرد در دوره پهلوی دوم جسته گریخته یک مقدار تعداد وقف بیشتر شد تا دوران اصلاحات ارضی و انقلاب سفید، در انقلاب سفید منجر به این شد  که بسیاری از موقوفات از بین رفت دوباره باز مردم نسبت به موقوفات  نگاهشان این شد که دولت ها از بین می برند و مدام به طرق مختلفی سعی کردن  کارهای خیری انجام دهند و وقف کم شد تا بعد از انقلاب در بعد از انقلاب هم در این برهه اوایل انقلاب  که تعداد موقوفات دوباره رشد پیدا کرد خصوصا با فتاوایی که حضرت امام دادند قوانین جدیدی که در مجلس شورای اسلامی به نفع موقوفات وضع شد  و بسیاری از موقوفات که در گذشته از بین رفته بود را احیا کردند در دهه اول انقلاب در یک برهه هایی از اوایل انقلاب ، مشخصا از دهه هفتاد تا سالهای  85 یک مقدار اهنگ وقف های جدید کمتر شد شاید یک مقدار نگاه جامعه نسبت به حاکمیت یا دولت اعتماد کافی جلب نشد توجیح کامل نشد  بعد هم اینکه بسیاری از اقایان  هم به اندازه گذشته وقف را تبلیغ و ترویج نکردند از اواخر  سالهای 85 و 86 تحولات جدیدی را تجربه کرد خصوصا مدیریت ها در سازمان اوقاف به بسیاری از علماء سپرده شد که گذشته از بعضی از معایبی که اینکار داشت  یکی از محاسنش این بود که تبلیغ و ترویج گسترده ای در باب وقفهای جدیدی به وجود آید انجام دادند  و به نسبت این جواب داد که در سالهای اخیر خصوصا از سال 90 به این طرف ما دارای یک آماری هستیم که تقریبا یک رشد چند برابری را با شیب تقریبا تندی وقفهای جدید داریم البته ناگفته نماند که وقف در سالهای گذشته کم نشد در جامعه ما بلکه در شکل وقف تغییراتی حاصل شد مثلا شما تصور کنید در بسیاری از جاها خانه بهداشت ساختند یا مراکز خدمات عمومی ساختند ویا مدرسه ساختند ولی کسی نیامد اطلاق وقف روی آن نگذاشت طرف مالش را برای مدرسه داد کما اینکه اگر این وقف می شد در حفظ و حراست آن در آینده خیلی بهتر بود یا در باب مسائل روز مثل ورزش خیلی ها زمین دادند  به خاطر ورزش سالن ساختند به خاطر ورزش یا به خاطر مسائل اعتقادی مثل خانه عالم یا تکیه و امثال اینها بسیار شاید گسترده تر هم شد ولی اطلاق وقف کم شد که الان با تبلیغ و ترویجی که دارد صورت می گیرد خیلی ها از گذشته آمدند به عنوان نمونه یک ملکی را اهداء کردند برای ورزش الان می ایند می گویند  برای آن بعد چند سال وقفنامه  بنویسیم که آن بماند یا برای کارهای خیری که انجام دادند تشویق می شوند می خواهند کاری انجام دهند می گویند برویم اوقاف وقف نامه هم بنویسیم که ما ثبت کنیم که این بماند بعد از ما چون بلاخره بعد هزار سال هم قابل از بین رفتن نیست خصوصا اگر در اداره اوقاف ثبت شود و وقف نامه آن باقی بماند برای همیشه نام این فرد هم زنده می ماند . وقف صورتهای جدید به خود گرفت .
17-در خصوص دستگاه مدیریت وقف بفرمایید ؟چه انتظاراتی از سازمان اوقاف هست؟
 دستگاه  باید به عنوان امین عمل کند، در برهه های زمانی گاهی اوقات این امانت داری مقداری کم رنگ می شود به همین دلیل نگاه مردم اعم از کسانی که می خواهند وقف جدید انجام دهند کسانی که در گذشته وقف کردند یا مستاجرینی که از وقف بهره بر داری می کنند می خواهند اجاره آن را پرداخت کنند نگاه آن اگر به سمت بی اعتمادی برود سعی می کنند اجاره آن را کمتر بدهند یا اگر کسی می خواهد وقف جدید انجام دهد دیگر ندهد یک شکل دیگری مالش را هزینه کند کار خیر انجام دهد ، امانتداری اولین شرطی است که باید در اداره اوقاف نمود جدی داشته باشد یعنی مردم همه اقشاری که با وقف درگیر هستند مطمئن  باشند که اداره اوقاف یک امانت دار  مطمئن  است گاهی اوقات ما خودمان با وضع قوانین یا بخشنامه هایی لطمه زدیم ؛ امانت داری گرچه بعضی ها نیتشان هم خیر بود ولی توجیح لازم نشد یا گاهی اوقات با نیت خیر حتی شاید کار خلاف شرع هم انجام دهیم آن نیت واقف دقیق اجرا نشود مطمئنا آسیب جدی به وقف می زند .
18- آیا وقف را هم می شود آسیب شناسی کرد ؟ در خصوص اسیب هایی که بر خود وقف وارد می باشد بفرمایید؟
خود وقف که یک مقوله  ای است با احکام فقهی که اسیبی در آن دیده نمی شود که ما بخواهیم جز اینکه قوانینی که مترتب می کنیم بر این احکام ، قوانین قابل نقد هست، به عنوان مثال ما در اداره اوقاف قوانینی که داریم  مثلا پذیره داریم خوب شاید خیلی ها از پذیره از لحاظ شرعی آن هم خرده بگیرند  یا  در میزان اجاره ها بعضی ها عرف را ملاک قرار می دهند بعضی ها می گویند قیمت روز، معمولا در عرف یک مقدار اجاره های موقوفه را کمتر محاسبه می کردند البته دوره پهلوی که برای از بین بردن موقوفات قوانینی تصویب شد که اصلا اجاره ها نابود شد بعد از انقلاب یک مقدار به روز تر شد بهتر شد ولی خوب در این راستا ما باید خیلی دقت داشته باشیم که شائبه پیش نیاید که اوقاف دارد فشار بیش از اندازه می آورد یا باعث دامن زدن به گرونی ها نشود این چیزها رو باید دقت داشته باد اوقاف و مسئولینی که قوانین را تصویب می کنند مجلس شورای اسلامی که قوانین را تصویب می کند دقت داشته باشد در دهه های بعد انقلاب قوانین دوسه بار تغییراتی داشته است تغییراتی خیلی جدی ؛ یک موقعی گفتند پذیره بگیرید ده سال بعد قانون تصویب کردند نگیرید پنج سال بعد دوباره گفتند بگیرید خوب اینها می تواند اسیب بزند شاید همان عرف بهتر کارکرد داشته باشد تا قوانینی که به صورت آبشاری نازل بشود بر مردم ، عرف بهتر رعایت می شود تا قوانین.
در سال 56 در راستای از بین بردن موقوفات یک قانونی هم تصویب شد به نام قانون حق کسب و پیشه ؛ در اماکن تجاری که با ارزش ترین املاک هستند در کشور این قانون باعث شد که تقریبا 90 درصد ارزش ملک تعلق بگیرد به مستاجری که به عنوان مثال آن مغازه را اجاره کرده بود، طرف مغازه را از اداره اوقاف اجاره کرد بعد چند سال این قانون که آمد دیگر دست و بال اوقاف بسته شد دیگر نتوانست  این مکان تجاری را پس بگیرد برای پس گرفتن آن ملزم شد به پرداخت حق کسب و پیشه این قانونی بود که در بعضی از کشور های اروپایی متداول بود آن را تسری دادند به قوانین کشور ما ، انقدر این قانون سفت و محکم بوده و انقدر این قانون دست و پا گیر شد  پیچیده شد مثل کلافی سردرگم شد  که باز کردن آن تقریبا امکان ندارد  یعنی امروز بعضی از مغازه های تجاری بالای  پنجاه دست خرید و فروش شد شما بخواهید این را لغو کنید مغازه هایی که میلیاردها قیمت آن است فقط حقوق کسب و پیشه آن شاید چند میلیارد قیمتش باشد  ، در ابزارهای تهران در همین بابل خودمان بسیاری از موقوفات تجاری از قبیل پاساژها و از این قبیل تقریبا نود درصد ارزش آن از بین رفت مغازه ای که اجاره امروز آن هست مثلا ماهی پنج میلیون تومان سالی پانصدهزار تومان دارند اجاره می دهند به خاطر همین قانون تصویب شده هیچ کاری هم نمی توان کرد در موقوفات تجاری ما بیش از نود درصد موقوفات را از بین برد.
19-به نظر شما مشکلات وقف بیشتر به خاطر نواقص و حفره های فقهی می تواند باشد یا قانونی ؟
ما در مباحث فقهی در حدود تخصص خودمان  البته بحث فقهی را علماء فقه باید جواب دهند ما  در حد مطالعاتی که داشتیم و اطلاعاتی که داریم بعید می بینم که در مباحث فقهی ما نقصی وجود داشته باشد حتی در قانون مدنی ما هم قانون کاملی در مورد وقف وجود دارد ، نواقصی که گاهی اوقات می توند دیده شود در بخشنامه ها دستورالعمل های خود سازمان اوقاف شاید باشد این بخشنامه ها و دستورالعملها ویا حتی بعضی از قوانین مجلس شورای اسلامی تناقض دارند یعنی گاهی اوقات این قوانین باعث می شوند که حتی مسائل شرعی هم رعایت نشود.
20- چه راهکارهایی برای از میان بردن مشکلات وقف وجود دارد به گونه ای که در ترویج و توسعه وقف موثر باشد؟
عمده ترین مسئله ای را که میتوان اشاره کرد اینست که قوانین وقف ما تقریبا سال 63 که قانون وقف تصویب شد یک اصلاحاتی صورت گرفت ولی تقریبا تغییرات اساسی نداشت که می تواند امروز مجلس شورای اسلامی با تصویب یک قانون جامع تری بسیاری از مشکلات را حل کند ولی قانون را  به روز  کند ، به روز نیست قانون متعلق به سال 63 است مسلما مسائل فقهی و حقوقی جدیدی پیش آمده است که نیازمند وضع قوانین به روز تری است و مسائل مالکیتی بسیار در کشور ما گسترده است در قوانین باید به دقت این مسائل لحاظ شود. نمایندگان مجلس بیشترین نقش را داشته باشند البته خود سازمان اوقاف هم می تواند این را به صورت پیش نویس از طریق وزارت خانه و از طریق دولت هم بدهد ولی نمایندگان مجلس هم می توانند پیش قدم شوند و قانون جامعی را برای موقوفات بازنگری کنند و تصویب کنند. 
21-واقفان با چه مشکلاتی مواجه هستند ؟
 در خصوص واقفان حقیقت مطلب این است که آنها می خواهند یک مالی را با اطمینان کامل وقف کنند به نحوی که نیت شان اجرا شود نامشان زنده و نیکو بماند یا اداره و بخشنامه ها جوری باشد که این واقفان تردید داشته باشند که بعد اینها این وقف عمل خواهد شد یا نخواهد شد یا باعث نیک نامی آنها خواهد شد  یا باعث بد نامی آنها ، اگر تردید ایجاد شود اینها سست می شود در وقف کردن ولی اگر اطمینان داشته باشند که هم اوقاف یا متولیان آتی به عنوان امانت دار و ناظر خوبی هستند و این امانت را به دست آنها که موقوف علیهم می شوند می رسانند  مطمئنا با آسایش خاطر این کار را انجام می دهند .
22-فرایند وقف چه کمکی به جامعه ما می کند مثلابه حوزه اقتصاد مقاومتی؟
وقف به نوعی میتواند یک سری تعادل های اقتصادی به وجود اورد بعضی از افراد متمکن و متمول وقتی مال زیادی دارند و یک سری را احتیاج ندارند و با انباشت این سرمایه می توانند  قسمتی را به امر خیر اختصاص می دهند برای یک کار عمومی اختصاص می دهند احداث یک پلی ، ورزشگاه ، مسجد اینها می تواند بار مالی دولت را کم کند بعد تبعات اجتماعی خوبی هم دارد یعنی همه افراد احساس می کنند که  یک فردی که متولی هست همه چیز را برای خودش نگرفته یک بخشی از آن را به مردم داده است این همدلی می اورد برای جامعه ، بسیاری از گذشته گان هم از این باب  هم معروف بوده اند باعث این می شود که فقراء و اغنیاء در کنار هم بشوند و فاصله ای بین اینها نباشد.
23-در خصوص نقش وقف در حل مسئله مسکن و اشتغال و بقاء ثروت در جامعه بفرمایید؟
می تواند و باید بیشتر کار شود ، در گذشته وقف بیشتر وقف جنبه اشتغال و این قبیل را کمتر می دیده ولی امروزه می تواند از این باب هم وارد شود اداره اوقاف در سالهای اخیر دست به یک سری سرمایه گذاری هایی میزند ، املاکی هست ، سرمایه ای هست ، انباشت پول گاهی اوقات  در اداره اوقاف هست می تواند یک بخشی از این انباشت سرمایه را سرمایه گذاری کند به عنوان یک بخش  و نهاد عمومی و خصوصی  بشود بعد این باعث ایجاد اشتغال و تولید  و رونق اقتصادی بشود به عنوان مثال در بحث کشاورزی می توانیم  با توسعه کشاورزی های مدرن ؛ گلخانه ای و غیره زمین های کشاورزی زیادی که اداره اوقاف دارد به این شکل استفاده کند یا در بعضی جاها در بحث صنعتی و خدماتی می تواند ورود پیدا کند ، ما هم دراینجا یک پروژه ای را تعریف کردیم یک مجتمع تفریحی و توریستی که بتوانیم سرمایه گذار بیاوریم و به صورت مشارکتی انجام دهیم حداقل برای ده نفر اشتغال ایجاد می کند بسیار هم عواید خوبی دارد و می تواند  تعادل اقتصادی برای کمک فقراء منطقه  باشد چونکه نیت این وقف کمک به فقراء است می تواند درامد بسیار بالایی داشته باشد  و می توانیم بسیاری از فقراء منطقه را کمک کنیم.
24-ارگانهایی که بر سر راه وقف مشکلاتی را ایجاد می کنند و ارگانهایی که کمک حال وقف و موقوفات هستند و در این مورد فعال هستند کدامند؟
آن چیزی که کمک می کند خصوصا امامان جمعه با درک دقیقی از جایگاه وقف ، سازمانهایی مثل سازمان تبلیغات و بعضی از اداراتی که به نوعی ادارات فرهنگی هستند بیشتر با اداره اوقاف همکاری دارند از طرفی هم اداره اوقاف با کمیته امداد روابط تنگاتنگ دارد با حوزه های علمیه روابط تنگاتنگی دارد چون قسمتی از نیت های واقفین ما آنجا هزینه می شود ولی خوب بعضی از دستگاهها هم هستند که گاهی اوقات احساس می کنند که اداره اوقاف برای انها دست و پاگیر می شود یک مقدار گاهی اوقات مشکل ایجاد می شود گاهی اوقات شهرداری ها هستند بنیاد مستضعفان  هم گاهی اوقات بعضی از املاک را علی رقم اینکه وقف هم هست بر اساس مقرراتی که دارند مصادره کردند که از طرق قانونی باید ازاد شود .
25-افرادی که در حال حاضر وقف می کنند بیشتر از کدام تیپ جامعه محسوب می شوند؟ 
برای وقف تمکن شرط است اما در سالهای اخیر افرادی که وقف می کنند بسیاری از آنها در حد متوسط جامعه هم هستند که قسمتی از اموالشان را وقف می کنند و یا به نحوی به صورت ثلث یا غیره قرار می دهند اقساط متوسط بیشتر گرایش دارند.
26-چرا وقف می کنند اغراض شان در وقف چیست؟
اغراض وقف مهمترین آن اعتقادات آنان می تواند باشد که به عنوان باقیات صالحات می تواند باشد  در کنار آن احساسات شخصی افراد هست لذت می برند از کمک به همنوعان خود و در کار خیر و باقی ماندن نامشان به عنوان یک انسان نیکوکار ؛ این هم خیلی شرط هست ما الان وقف نامه هایی داریم از بیش از سیصد سال شاید بسیاری از افراد آن دوره هستند  که تماما ان افراد هیچ گونه نامی ندارند ولی وقف نام واقف آن را زنده نگه میدارد و ثوابی که بعد از مرگ انسان هم آثار و ثمرات آن می تواند وجود داشته باشد.
27-در خصوص محاسن و مضرات وقف بفرمایید؟
نمی شود در مضرات وقف گفت منتها بعضی از قوانین و دستگاهها  گاهی اوقات  اقداماتشان و مقررات  به گونه ای می شود که وقف گاهی اوقات مشکلاتی برای افراد ایجاد می کند بر فرض در پروسه صدور مجوزهایی که موقوفه ای تخریب شود و یا بر اثر قدمت بنای آن ازبین برود مثلا  تا بتوانی  یک مجوزی را بگیری دوباره ساخت و ساز کنی این به عنوان یک مخروبه آنجا می افتد سالیان سال گاهی اوقات ، در گذشته این زیاد بود ولی امروز سازمان اوقاف این رو کم کرد ، ما زیاد می بینیم بعضی از اماکنی که به صورت قدیمی و مخروبه رها شده است می گویند این وقف است و این یکی از دلایل آن ضعف قوانینی است که داریم مسائل فقهی البته روشن و شفاف وضعیتش را روشن کرده ولی قوانین یک مقدار دست و پا گیر است به خاطر همین خیلی از افراد حاضر نیستند آنرا دوباره آباد کنند .
28- در خصوص جامعه کنونی ما آیا ارتباط مردم با وقف رضایت بخش است؟
دو دسته از افراد با ما سرو کار دارند یک دسته ؛ موقوف علیهم یعنی آن عوایدی که آن موقوفه دارد باید صرف آنها شود، به عنوان مثال اهالی محلی که مسجدی در آن محل باشد درآمد آن وقف باید صرف آن مسجد بشود اهالی آن محل ویا هیات امنا راضی هستند که این وقف عوایدش جذب این می شود گاهی اوقات سر میزان اجاره ها ناراضی باشند که کم می گیرند اجاره باید بیشتر باشد ، و از طرفی مستاجرین هم  منافع شان ایجاب می کند که کمتر اجاره بدهند اینها گاهی اوقات با افزایش اجاره ها مخالفت می کنند شاید  یک مقدار  طبیعی است چیز غیرطبیعی نیست مسلما آنها چون تمایل دارند اجاره کمتر بدهند گاهی اوقات ابراز نارضایتی می کنند.
29-تبلیغات چگونه و چقدر در رشد و شکوفایی وقف موثر است؟
 مسلما هر کاری نیاز به تبلیغات دارد حتی دین ما هم نیاز به تبلیغات دارد وقف در گذشته  در پای منبر ها و از طریق وعاظ وقف تبلیغ می شد و در موارد بسیاری گسترش این تبلغات بود امروزه هم نیاز هست که تبلیغات وقف به صورت مدرن و امروزی با ابزار رسانه امروز تبلیغ شود.  سازمان اوقاف هم در این زمینه هم گامهای بسیار خوبی گرفته اعم از برگزاری همایشها تهیه فیلم ها بروشورها ، تبلیغاتهای محیطی خصوصا در هفته وقف که هفته آخر ماه صفر می شود که در این هفته اداره اوقاف بسیار در خصوص تبلیغ و ترویج فرهنگ وقف  طریق صدا و سیما و  جراید و از این قبیل فعالیت می کند.
30-ارتباط وقف را با جمعیت چگونه ارزیابی می کنید؟
در گذشته چون یکی از موارد عمده وقف املاک بوده است ؛ املاک در گذشته به نسبت جمعیت بیشتر بوده ؛ یک نفر شاید صدها هکتار زمین داشته ولی امروزه می بینیم که به این صورت نیست رشد جمعیت باعث شده که میزان ملک اشخاص کمتر شود و تاثیر داشته در میزان مساحت اراضی که وقف می شود .


 بیست و هشتم بهمن 1395