کارکرد اقتصادی وقف

 
با توجه به اینکه موقوفات در طول تاریخ همواره  کمک  کار دولت بوده و مردم از کمکهای واقفین به انحاء مختلف بهره مند می شده اند، بنابراین بارها این سوال پیش آمده است که وقف چه کارکرد اقتصادی برای جامعه داشته است ؟
دلایل توجیهی کارکرد اقتصادی وقف را می توان اینگونه توضیح داد:

ارائه دقیق لغت وقف

در تعاریف مختلفی که در رابطه با وقف ارائه شده است آنرا اینگونه تعریف کرده است که ، وقف به معنای حبس مال برای کارهای نیک ، ملک یا مستقلی را در راه خدا حبس کردن ، تحبیس و تلبیس مال . در این رابطه  روایتی از رسول اکرم امده است (احبس الاصل و سبل الثمره )[1]در فقه امامیه نیز چنین امده است (الوقف تحبیس الاصل و تسبیل المنفعه )[2]. بنابراین اصل لغت وقف و تحبیس مال و استفاده از سود ان در طول تاریخ ،گونه ای انتفاع جاودانه از مالی است .

تسهیل وقف در قانون مدنی

 در قوانین مدنی تسهیلاتی برای وقف کردن در نظر گرفته شده است . قانون با اجرا و مجری که دولت است در ارتباط می باشد . زمانی که قانونی از مراحل مختلفی می گذرد تا به تصویب برسد درطول این مراحل ، حمایتهایی نیز کسب می کند. یکی از این حامیان قوی ان دولت خواهد بود که به توسعه ان امر نیز کمک خواهد کرد.
در خصوص تعریف وقف چنین امده است: (وقف عبارت است از اینکه عین مال حبس و منافع ان تسبیل شود)[3] . با توجه به تعاریف فوق ، مورد وقف ، بی تردید باید مال باشد ، مالی که حبس شده و از دارایی اشخاص جدا میشود ، عین باشد ، قابلیت قبض و اقباض داشته باشد ، ماندگار باشد و با مصرف از بین نرود و بتوان از ان دائما منتفع شد . به گونه ای که در فوق به ان اشاره رفت مورد وقف باید مالی باشد که خود حبس شده و از منافع ان استفاده شود ، بنابر این با حبس  ،مال یا ملک ، وارد اولین گردش اقتصادی خود میگردد چرا که از ید شخصی بیرون امده و در ید عمومی قرار می گیرد و می تواند از انباشته شدن ثروت شخصی جلوگیری نماید و بر مقدار ثروت عمومی افزوده گردد ، با افزایش ثروت عمومی توانمندی جامعه در عرصه های مختلف بالا می رود . در واقع کارکردهای وقف نوعی سرمایه برای جامعه محسوب می شود ؛کارکرد اجتماعی سرمایه ای اجتماعی است ، کارکرد فرهنگی نوعی سرمایه فرهنگی محسوب می شود و کارکرد معنوی وقف نیز نوعی سرمایه معنوی محسوب می شود و در نهایت تمام کارکردهای وقف نوعی سرمایه انسانی تولید می کنند .

ورود به گفتمان توسعه اقتصادی

 برخی از برهه های تاریخی برای بروز حوادث تاریخی سرنوشت ساز می باشند. مثلا در دهه شصت میلادی، دهه ای مهم و تاثیر گذار در تحول اساسی در گفتمان و ورود ان به توسعه اقتصادی جهان  به شمار می اید . این تحول در امریکا و سپس در کشور های اسیایی مانند کره جنوبی ، سنگاپور و مالزی و نیز برخی از کشورهای امریکای لاتین  به وقوع پیوست . این گفتمان شامل تحول مفهوم اقتصاد از اقتصاد ملموس  یا سرمایه منقول و فیزیکی (مانند ساختمان ،ماشین الات و غیره )به مفهوم اقتصاد غیرملموس یا سرمایه غیر منقول بوده است  . به عبارت دیگر می توان این تحول را تغییر مفهوم  اقتصاد سخت به اقتصاد نرم نامید که به مراتب در توسعه و تحول کشورها موثرتر و فراگیرتر بود . اقتصاد نرم یا اقتصاد غیرملموس را می توان در مفاهیم کلان اجتماعی یافت که تمام تاثیرات اجتماعی انها ، به نوبه خود تاثیرات اقتصادی فراوانی بر جوامع انسانی می گذارد . سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی مهمترین سرمایه های مربوط به اقتصاد نرم می باشند . این دو سرمایه عمده ترین عوامل موثر در توسعه اقتصادی به شمار می آیند .در حقیقت پیش نیاز سرمایه گذاری در حوزه فناوری وجود سرمایه های انسانی است .)[4]

توجه به توسعه سرمایه انسانی در کنار توسعه اقتصادی

منظور از سرمایه انسانی ،ثروت مولد مجسم در کار ، مهارت و دانش است[5].
انچه مسلم است به واسطه وقف، سرمایه انسانی ارتقاء می یابد ، وقف با کارکردهای مختلف که حتی به اقتضای زمان باتوجه به نیاز روز در جامعه رو به افزایش می باشد ، تولید سرمایه انسانی  نیزمی کند. مثلا تولید دانش ، خلاقیت ،شایستگی ،توانایی ،ارتقاء ظرفیت های تولیدی ، بهبود ظرفیت های تولیدی ،سلامت ،کار و کارایی ، ایجاد انگیزه ، نوآوری ، بازدهی منابع انسانی ؛ افزایش باز دهی منابع انسانی ، سود متقابل ؛ مشارکت مردم برای کسب سود متقابل ازجمله مفاهیم کلیدی سرمایه انسانی محسوب می شوند).[6] منظور از سرمایه انسانی ، تحریک و تشویق کردن بدنه جامعه به سوی امری  عمومی و عام المنفعه است . انسان از بدو خلقت خویش تمامی سرمایه های انسانی را به ودیعه گرفته است و وقف در حقیقت راهی است برای بروز انواع مختلفی از سرمایه های وجودی بشر که این سرمایه ها بهترین راه کار برای ایجاد یک فعالیت اقتصادی سالم و پویا می باشند که دستور اسلام نیز به این گونه اقتصاد می باشد. سرمایه اجتماعی نیز به گونه ای در زمره سرمایه های انسانی محسوب می گردد ، از کارکرد های اجتماعی وقف نوعی سرمایه اجتماعی تولید می شود ؛ مشارکت و همکاری ، خدمات رسانی ،گسترش عدالت ،گسترش امنیت ، ایجادکنش اجتماعی به واسطه کنش فردی ، توسعه اقتصاد بدون وابستگی ( به عنوان مثال اقتصاد وابسته به نفت در جامعه ایران ) و ایجاداقتصاد پویا ، بخش مهمی از سرمایه های اجتماعی محسوب می شوند که خود از کارکردهای اجتماعی وقف می باشند .غیر از نیروی انسانی موجود در جامعه می توان از سرمایه فرهنگی نهفته در جامعه نیز سخن راند که از ثمرات  و نتایج  فرهنگی وقف است . االبته به ان می توان سرمایه اجتماعی را نیز افزود . سرمایه اجتماعی به معنای بسط و گسترش روحیه گذشت  ، گذشت ، تعاون ، ایثار –تعمیق باورهای مذهبی و معنوی افراد و جامعه – تکامل روحی و معنوی واقفین – مبارزه با خود محوری و خود مداری –گسترش وفاق اجتماعی –کمک به برقراری عدالت اجتماعی –گسترش امنیت اجتماعی – ایجاد  ذخیره سرمایه انسانی و اجتماعی –گسترش اخلاق فردی و اجتماعی  ،احسان در رفتار با دیگران و همبستگی اجتماعی ، رشد معنوی و درونی ،داشتن دیدگاه اجتماعی و مسولیت الهی ، رشد فرهنگ توزیع درامدها ) است[7]. همانگونه که در فوق اشاره شد سرمایه انسانی بخش مهمی از اقتصاد نرم است که وقف می تواند داشتن این سرمایه را در وجود واقفین گوشزد و آنها را از عملی انسان دوستانه مطلع سازد.
 


[1]بشیر ،حسن ؛فرهنگ وقف مفاهیم بنیادین فرهنگ اسلامی 1393 ،ص 152  ؛(احسایی ،1403ه-ق . ،ج1 :225)
 
 
[2] همان ؛حلی  ،1405 ه-ق : 369
[3] قانون مدنی ،1362
[4]  همان ص99-100
[5] همان ،سازمان ملل متحد ،1997
[6] همان ص104
[7] همان ص160