مسجد و موقوفات گوهرشاد 

متأسفانه هنوز زخم چنگيز و فرزندان او التيام نيافته بود که حوادث تاريخي، سرزمين ايران را بار ديگر ميدان تاخت و تاز و لگدکوب ترکان تيموري ۷۷۱ ق کرد [1] ؛ و حکومت تيموريان ۷۷۱ تا ۹۱۱ ه . ق مصادف با748تا884ش با زور شمشير و نيزه در ايران بنيان گذاري شد. با اين وجود در اين دوره يعني سده نهم و در عصر تيموري نيز موقوفه هايي بر اوقاف کشور افزوده شد و بسياري از مساجد بزرگ کشورمربوط به اين دوره است. مسجد زيباي گوهرشاد در مشهد و در هرات، مسجدحظيره [2] و مسجد امير چقماق در يزد[3]، مسجد کبود تبريز[4]  در زمره اين مساجد هستند. طبق اسناد موجود تيمور شخصاً اراضي زيادي از جمله املاک اصفهان، همدان، طالش و طارم را خريده و وقف خاندان صفوي نموده است.[5]
 

نمونه ای از موقوفات ماندگار دوره تیموری:

 موقوفات  گوهرشاد یکی از شاهکارهای وقف محسوب می شود.وقف نامه گوهر شاد با تاریخ 829قدیمیترین وقف نامه موجود در خراسان است .گوهر شاد همسر شاهرخ و عروس تیمور گورکانی است .[6]
تظاهرات تیمور به دین مداری و عنایت به اسلام ، فرزندان و جانشینان او را به دنبال سلسله ای از باورهای دینی کشانید که احترام به مشایخ و دانشمندان و زاهدان و سادات را در جامعه رواج داد و نتایج انرا در عهد فرزندش شاهرخ بیش از همه به ظهور رسانید .[7]
گوهر شاد که با نامهای گوهر شادبیگم ،اغا،خاتون و با القاب بلقیس زمان ،قیدافه دوران ،مهد علیا و ستر عظمی نامیده شده [8]دختر امیر غیاث الدین ترخان است .[9] ،تاریخ تولد گوهر شاد به درستی روشن نیست ، منابع جدید از جمله نشریه اوقاف خرسان سال تولد او را 780/1379نوشته اند[10] این بانو در روز نهم رمضان سال 861/1457به دستور  سلطان ابوسعید میرزا  بن محمد بن میرانشاه به قتل رسید .[11]
مصلا، خانقاه، مدرسه هرات و مسجد جامع گوهرشاد از اثار خیری است که از بانو گوهر شاد بر جای مانده است [12]که به  توصیف نمونه ای از ان می پردازیم:
مسجد جامع گوهر شاد:
شامل بنایی به وسعت 9309متر مربع و متشکل از چهار ایوان ،یک گنبد و گنبد خانه ،دو مناره یا گلدسته ،هفت شبستان،چندین درب ورودی ویک صحن است ،بانی و امر ساخت و واقف ان بانو گوهرشاد همسر شاهرخ تیموری ،معمار ان قوام الدین شیرازی ،سال اتمام بنا 821ه.ق(برابر با 1418م)و زمان شروع احداث ان نامعلوم است.[13]
قبل از هر توضیحی لازم به ذکر است که در وقف نامه گوهر شاد نکته ای درج شده است که حکایت از دقت نظر این بانوی واقفه دارد و ان اینست "تازه ساختن سواد"،شرط دیگر انست که در هر چند سال سوادی از وقفیه تازه سازند از حاصل مستغلات و به قیود و شروط مسطور عمل نموده خلاف ننمایند[14]*، که به منظور حفظ وقف نامه و اطلاع عموم از مندرجات ان میباشد ،که چهار سواد از این وقف نامه تهیه شده است که در اداره کل اوقاف و امور خیریه خراسان باقی است که یکی از انها (سواد الف )از بقیه اعتبار بیشتری دارد و احتمال اینکه اصل وقف نامه از بین رفته باشد وجود دارد [15]
تحلیل متن وقف نامه گوهرشاد:[16]
این وقف نامه شامل دو بخش ؛بخش اصلی وقف نامه وحواشی وقف نامه میباشد.
1-بخش اصلی وقف نامه که خود مشتمل بر چند بخش میباشد ؛
صفحات ابتدایی وقف نامه سرشار است از اشعار و جملات قصار و مزین شده است با ایات کلام الله مجید. زبان وقف نامه فارسی میباشد با کاربرد بارز عربی.
در صفحه سوم وقف نامه به تجلیل همسرگوهرشاد" شاهرخ گورکانی"  می پردازند :
پادشاهی که ز فهرست جهانداری او                دفتر نه ورق چرخ نهدنیم رقم
به دنبال ان شاهد توصیف بانو گوهر شاد در این وقف نامه هستیم ، صفات و القابی که نام بانو بدان مزین شده نشانگر شان بالای اجتماعی ایشان میباشد(عالی جناب ،عصمت مآب،عفت ایاب)[17] اما در توصیف احوال ایشان باز شاهد جملات ادبی منظومی هستیم که این وقف نامه را به خود مزین نموده است و از وقف نامه های دیگر متمایز کرده است (که جملگی اوقات شریفه اش بر نحج مراد و منحج رشاد است )[18] به دنبال این توصیف شاهد جملاتی که بیانگر مالکیت گوهر شاد نسبت به املاکی که مورد وقف قرار داده اند هستیم و از اطیب املاک و اسباب [19](که)به صورت شرعیه و وجوهات مرضیه و انتقالات دینیه به جناب شریفش منتقل شده بود [20] که دال بردارا بودن حق مالکیت زنان نسبت به اموال و املاکی که در اختیار انها قرار داشت بوده است ،زنان مسلمان همواره در طول تاریخ از این حق برخوردار بودند و میتوانستند هر نوع استفاده ای از این حقوق شان به عمل اورند که وقف دارییهایشان از جمله استفاده ای بود که نسبت به اموالشان داشتند.
در این وقف نامه ،بانوی واقفه ابتدا به بیان نیت شان میپردازند که در واقع: ( وقف و تسبیل کرد عالی جناب مشارالیها بر مسجد جامع شریفه طیبه در مشهد مقدس و مرقد اقدس الرضوی _علی راقدها السلام و التحیة-که داخل روضه مطهر و تربت معطر بنا فرمود )[21]
 در ادامه به بیان موقوفات مسجد مزبور می پردازد که از ولایت طوس و مشهد مقدس و ولایت جام میباشد ، انچه مربوط به ولایت طوس و مشهد مقدس میباشد در ده بخش به صورت جداگانه امده است که در هر بخش به مشخصات مورد وقف و موارد وقفی دیگر که در ان بخش موجود است پرداخته میشود :
1-(-شصت و یک در دکان ...
2-یک در دکان...
3--یک در حمام ...
4--مال و مراعی:پانصد عدد گوسفند ...
5--تمامت و جملگی مزرعه سعداباد و مزرعه سرده...
6-جویبار مزرعه قوزغان...
7-تمامت سه سهم و نیم از جمله شش سهم مزرعه قوزغان...
8-تمامت و جملگی نصف شایع از مزرعه فیانی ...
9-تمامت و جملگی مزرعه مرغانان...
10-تمامت و جملگی دیمچه زار قوزغان...)[22]
 
 موارد وقفی مربوط به ولایت جام ،در چهار بخش ذکر شده که در هر بخش به بیان مشخصات کامل انها پرداخته می شود.
1(-تمامت و جملگی موضع معمور ابادان به بلوک مذکوره ،مشتمل بر قنوات جاری و...
2-قریه سعد اباد ...
3-تمامت و جملگی دیمچه زار سرخی...
4-تمامت و جملگی قریه ساغو...)[23]
هر بخش به صورت جداگانه مطرح شده اما متوالی دربیان موارد وقفی مسجد گوهرشاد امده است.برخی از بخشها خود مشتمل بر چندین موارد وقفی دیگر می باشد .
در این وقف نامه نکته ای که قابل توجه می نماید اینست که بانوی واقفه در جایی که راجع به  تولیت موقوفه اش سخن می راند تولیت را در همان ابتدا بر عهده اولاد خود می نهد و از تولیت نمودن خویش ذکری به میان نمی اورد .جالب توجه انکه هیچ  توضیحی راجع به نوع اولاد نمیدهد و انچه از ظاهر وقف نامه مشاهده می نماییم تفاوتی میان ذکور و اناث در اولاد ایشان که تولیت بر عهده انها قرار داده شده  نیست." در صورت انقراض نسل ، تولیت  بر عهده نسل مولانا علاءالدوله ...علی حمید العلوی [24] نهاده شده است و فرقی میان اولاد ذکور و اناث  نیز نمی باشد ،ذکورا و اناثا[25]در صورت انقراض نسل تمامی کسانی که به عنوان تولیت موقوفه نام برده شده اند ،یکی از صلحاء سادات عظام مشهد مقدس را به عنوان متولی تعیین نمودند که به دستور اولاد عالی جناب مشار الیه تعیین میشوند .یک شرط بسیار جالب توجهی که بانو گوهر شاد در وقف نامه شان متذکر شده اند عدم دخالت وزرا و دست اندرکاران تولیت وقف است"در اوقاف مذکور ،صدور عظام و وزرای کفایت انجام مدخل ننمایند و رسم و الصداره و رسم الکفایه و حق التولیه و محصلانه و ضابطانه [26] نگیرند و عمال و صاحب دفتران نسخه جمع و خرج نطلبند و به حساب دفتر تعرض نرسانند و به هیچ وجه من الوجوه ،من القلیل و الکثیر ،در اوقاف مذکور مدخل ننمایند[27] ،و عزل و نصب ارباب وظایف و صلاح و فساد و مهمات ان به ذمه متولی شرعی دانند ،تا یوم الجزاء"گوهر شاد حتی به وارثان متولیان وقف نیز توجه دارد و برای انها شرط قائل است.
"در نهایت که همه متولیان تعیین شده شان منقرض شوند یکی از سادات عظام مشهد  به عنوان متولی تعیین می شود"
این مطلب نشان می دهد که در هیچ شرایطی اجازه دخل و تصرف به هیچ احدی در اداره موقوفاتشان را نداده اند. در جایی دیگر  اشاره شد که گوهر شاد در وقف نامه خود شرط دیگری را مبنی بر اینکه در هر چند سال سوادی از وقفیه تازه سازند و خلاف ننمایند که این امربه منظور حفظ وقف نامه و اطلاع عموم از مندرجات ان میباشد.
با در کنار هم قرار دادن همه این شروط این نتایج را می توان استنباط  نمود که :
1-ایشان به ورود صدارت و وزرایی که ممکن بود در اداره موقوفاتشان به نوعی دخیل شوند ، هیچ اعتمادی نداشتند .
2-منظور ایشان صرفا به زمان خودشان نیز نبوده است ،با ذکر این عبارت"تا یوم الجزا"
3-این شرط که هر چند سال سوادی از وقفیه تهیه نمایند ، در واقع به منظور حفظ وقف نامه و اطلاع عمومی انجام شده است.ایشان میخواستند تا موقوفاتشان همیشه محفوظ مانده و از کسی نیز مخفی نماندبا این هدف که جلوی هر گونه سوء استفاده ای را بگیرد.پس معلوم میشود  که در این دوره گاهی اوقات وقف نامه ها به دست فراموشی سپرده  ودست طمع ورزان بدان باز می شده و بانوی واقفه از اینکه مبادا موقوفات ایشان هم بدین مصیبت مبتلا شوند واهمه داشتند و برای همین این شرط را در وقف نامه شان گنجانده اند.
درایت و دقت نظری که بانو گوهر شاد در این وقف نامه به خرج دادند میتواند بیانگر موقوفات با کارکرد مذهبی از جمله احداث مسجد،تعمیر و مرمت مسجددر جوار حرم امن ثامن الحجج باشد.ثانیابا توجه به شروط تعیین شده از طرف ایشان به این نتیجه می توان رسید که احتمالا صدور عظام و وزرای کفایت در موقوفات دیگر دخالت داشتندو سابقه خوبی از خود برای نحوه دخالت خود نشان نداده اند.از انجایی که تا قبل از دوره صفویه تشکیلات مستقلی برای اداره موقوفات وجود نداشت این بانو دست کسانی را که ممکن بود در اداره موقوفه ایشان به نوعی دخالت داشته باشند ،با تعیین این شرط کوتاه نموده اند و بدین شکل حریمی برای موقوفاتشان ایجاد کردند و این حریم را به تمامی زمانها بسط دادند .ثالثاایشان به نوعی موقوفات شان را که  از طمع و وسوسه کسانی که صاحب قدرت  و از وابسته های حکومت نیز به شمار می امدند راایمن نمی دیدند و با تعیین شروطی که در فوق از انها یاد شده است خواستند تا به گونه ای از موقوفاتشان محافظت به عمل اورند چرا که احتمالا به منصوبین دربار اعتماد نداشته و  با تعیین این شرط تا حدودی مخالفتشان را نسبت به صدور و وزرا نشان دادندکه میتوانسته مبارزه ای ظریف و مدبرانه در ان زمان محسوب شود.
نکته دیگر در این وقف نامه که مورد توجه میباشد توجه به عمال و کارگران مشغول در ساختن و تعمیر این وقف است .اوعلاوه بر قرار دادن یک عشر حق التولیه برای متولیان که معمول وقف نامه هاست  ،یک عشر از مازاد محصولات و موقوفات را سهم عمال ،کارکنان ،ضابطان و معمار بقاع مذکوره ،قرار داده است. [28]
بخش دوم  وقف نامه (اصل وقف نامه) قسمت حاشیه ان میباشد که شامل هشت مهر و گواهی پنج نفر شاهد میباشد  :
1-موضع مهر حضرت پادشاه (شاهرخ)
2-این وقف از جانب من صادر شد به شرط مما در صدر .موضع مهر مهد علیا (گوهرشاد)
3-موضع مهر حضرت مباشر[29]
.

 
 
 
 
 



[1] مسجد و موقوفات گوهرشاد ،مهدی سیدی (اصفهان، سرزمين وقف)
[2] همان ؛ مسجد حظيره به سال ۸۴۳ ه . ق ساخته شده و از مساجد تاريخي يزد مي باشد. کتابچه موقوفات يزد، چاپ شده در فرهنگ ايران زمين، جلد ۱۰ ص ۱۲۳ .
 
[3] همان ؛ اميرچقماق يزد در سال ۸۴۱ ه . ق توسط اميرجلال الدين چقماق شامي و همسرش بي بي فاطمه خاتون ساخته شد. جامع مفيدي، ج ۱، ص ۱۷۰ و ج ۳، ص ۴۶۹ ؛ همچنين تاريخ يزد، ص ۷۵ .
 
[4] همان ؛ مسجد کبود تبريز در دوره حکمراني جهانشاه قره قوينلو ۸۴۱ - ۸۷۴  ساخته شده است. تاريخ و جغرافي دارالسلطنه تبريز،ص ۷۸ و ۷۹ ، همچنين راهنماي آثار تاريخي آذربايجان شرقي، ص ۱۶ .
 
همان؛ [5] مقدمه اي بر فرهنگ وقف، ص ۸۹ .
 
 
[6] همان (ص20-19)(تاریخ ادبیات در ایران ،ج4،صص5-4)
 
[7] همان(23ص)(( ص47)
 
[8] همان(به عنوان نمونه ر.ک:مجمل فصیحی،صص207،214،234،236،245،255،257،و  زبدة التواریخ ،ج2،ص701.برخی از القاب در متن وقف نامه مسجد جامع گوهر شاد مشهد نیز امده است )
 
[9] مسجد و موقوفات گوهرشاد ،مهدی سیدی (ص 23): ترخان:واژه ای است ترکی –مغولی به معاف و مسلم .ترخان منصب خاصی بود در دستگاه پادشاهان و امیران ماوراءالنهر و خراسان در دوره مغول و تیموری .صاحب این منصب واسطه ای بود بین سلطان و رعیت و به سبب حشمت و نفوذی که داشت بدون واسطه و میانجی  و رخصت نزد سلطان بار مییافت و به در گاه او رفت و امد میکرد .علاوه بر ان ترخانان از پرداخت تمام یا قسمتی از عوارض دیوانی معاف بودند .(پژوهشی درباره حدیث و فقه ،مقاله گوهرشاد ،از کاظم مدیر شانه چی ،صص551-550)
 
[10] همان،به نقل از پژوهشی درباره حدیث و فقه ،مقاله گوهرشاد ،ص549
[11] همان(ص35)،روضات الجنات ،ج2،صص203-201؛نیز حبیب لاسیر ،ج4،ص106
[12] همان،صص25-26،(برای اگاهی بیشتر در خصوص ابنیه گوهرشاد ر.ک:مطلع سعدین ،ج2،ص214حوادث سال 821،روضات الجنات ج2،صص420-416و فصل نهم کتاب حاضر
 
[13] همان(صص42-41)
 
[14] متن وقف نامه گوهر شاد
[15] همان،بر گرفته از صص 99-100
[16] همان،تصویرسوادالف وقف نامه در (صص105/107/109/111/113/116/118/120/123/124/125)
 
 
[17] همان،صص103/104(حمدی که اشعه انوار ان اقطار و افاق قلوب مساجد و معابد "روضة من ریاض الجنة "را منور گردانیده و ثنایی که روایح غالیه سای عطر امیزش خیاشیم اهل مراتب را معنبر داشته ...)
 
[18] همان،متن وقف نامه ص106
[19] همان،متن وقف نامه ص108
[20] همان،ص141(اسباب:در قرون گذشته اسباب به معنی مطلق "اب و ملک"به کار میرفته  ر.ک تاریخ بیهقی صص414،528و اسرار التوحید ،صص74،236،350متن و 511تعلیقات
 
[21] همان،ص108
 
[22] همان،متن وقف نامه گوهر شاد  ص108
[23] همان ،متن وقف نامه گوهر شاد صص110/112/114/115/117
 
 
[24] همان،متن وقف نامه گوهرشاد صص117/119/121
[25] همان،متن وقف نامه ص121(از علمای مهم عصر گوهرشاد،(تاریخ استان قدس،موتمن،ص323)
[26] همان ،متن وقف نامه،ص121
[27] همان،ص171،رسم الصداره یا رسم الوزرا :حقی که به وزیر پرذاخت میشد(مالک و زارع ص785)-رسم الکفایه:کفایه نوعی از مالیات اضافی یا عوارض مربوط به تسعیر بوده است .رسم الکفایه به معنی حق العمل و وصول کفایه میباشد (پیشین،ص781)-محصلانه:محصل مامور وصول مالیات و هر وجه دیگر است (فرهنگ و اصطلاحات دیوانی ،ص214)لذا محصلانه وجهی بوده که به محصلان اختصاص میپافته است .-ضابطانه :ضابط به معنی محصل مالیات ،ممیز یا مفتش حساب و مباشر بوده است (مالک و زارع ،ص774)ضابطانه ظاهرا وجهی بوده که ضابطان در یافت میکرده اند.
 
[28] همان،ص170،{اقای عطاردی به نقل از مرحوم عبدالحمید مولوی نوشته اند:(بنده بیش از پانصد وقف نامه در موقوفات استان قدس و جامع گوهرشاد و موقوفات سادات رضوی مشهد و جاهای دیگر خوانده ام وسنجیده ام ،به جامعیت وقف نامه گوهرشاد ندیده ام .زیرا این وقف نامه امتیازاتی دارد که در سایر وقف نامه ها نیست .از جمله گوهر شاد علاوه بر یک عشر حق التولیه متولی برای عمال هم یک عشر از درامد موقوفات را خاص انها قرار داده است لذا متولی دو عشر از درامد را حساب اورده و حقوق مامورین و تحصیلدار و معمار را در کتابچه ذکر نکرده است .ودر سایر وقف نامه ها چنین شرطی دیده نمیشود) (تاریخ استان قدس ،عطاردی ،757).}
 
[29] -(شماره19)